کتاب «شیوه تذهیب» نوشته اردشیر مجرد تاکستانی توسط انتشارات سروش به چاپ دوازدهم رسید.

به گزارش مهر، تذهیب هنر تزئین کتاب‌های خطی است که به‌جز کتاب‌ها، در سایر آثار هنری نیز دیده می‌شود. در ایران نقش‌ها و طرح‌های گوناگون از دوره‌های قبل از تاریخ (هخامنشی و اشکانی و ساسانی) نیز  به جامانده است، اما تذهیب همراه با اعتلای فرهنگ اسلامی‌ایرانی در هنر کتاب‌سازی ارج فراوان پیدا کرد و پیشرفت زیادی را به خود دید.

اردشیر مجرد تاکستانی در این‌کتاب به این‌مساله اشاره کرده که تذهیب‌های هر دوره، نمایانگر حالات و روحیه رایج در آن دوره است؛ تذهیب‌کاری‌های قرن چهارم ساده و بی‌پیرایه، قرون پنجم و ششم متین و منسجم، قرن هشتم پرشکوه و نیرومند، و قرون نهم و دهم ظریف و تزئینی و تجمّلی است.

«شیوه تذهیب» کتابی نسبتاًکم‌حجم و منسجم درباره هنر مورد اشاره است. این‌اثر ۶ بخش دارد که هر بخش، با نمونه‌ای همراه است تا پژوهنده با بضاعتی که دارد مطالب را درخور دانش خود درک کند. تاریخ و سیر تکامل نقش‌های تزئینی، شیوه اجرای تذهیب، واژگان و تعابیر تذهیب، و مذهّبان نامدار عناوین بخش‌های اصلی این‌کتاب هستند.

چاپ دوازدهم این‌کتاب با ۱۹۹ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...