آرشیو دیجیتالی‌شده کتابفروشی شکسپیر و شرکا نشان می‌دهد که همینگوی بیش از 90 کتاب را از این کتابفروشی به امانت گرفته بوده است.

کتاب‌فروشی شکسپیر و شرکا

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روزنامه گاردین- آرشیوی از کارت‌های امانت کتاب‌فروشی شکسپیر و شرکا که به تازگی دیجیتالی شده، کتاب‌هایی را که توسط برخی از نویسندگان بزرگ از این کتابفروشی به امانت گرفته شده آشکار کرده است.

پروژه دیجیتالی کردن سوابق کتابفروشی شکسپیر و شرکا پنجره‌ای به پاریس در عصر جاز گشوده و پرده از عادات کتابخوانی غول‌های ادبی نظیر همینگوی برداشته است.

کارت‌های دست‌نویس این کتابفروشی نشان می‌دهند که همینگوی در سال 1925 و ده‌ها سال پیش از نوشتن کتاب «پیرمرد و دریا» کتاب خاطرات جوشوا اسلوکوام با عنوان «یک‌تنه گرد جهان» را به امانت گرفته بود.

وقتی سیلویا بیچ در سال 1919 شکسپیر و شرکا را راه‌اندازی کرد، کتاب‌های انگلیسی‌زبان به شدت گران بود و در پاریس سخت پیدا می‌شد؛ به همین سبب نویسندگان و هنرمندانی که در پاریس بودند برای استفاده از خدمات کتابخانه‌ای کتابفروشی بیچ ثبت‌نام کردند. به جز همینگوی، ژاک لاکان، والتر بنیامین، جیمز جویس، امه سزار، سیمون دوبوار و گرترود استاین نیز عضو فعال خدمات امانت کتاب این کتابفروشی بودند.

کتاب‌فروشی شکسپیر و شرکا تا سال 1941 به کار خود ادامه داد؛ اما در دوران اشغال فرانسه توسط آلمانی‌ها در دوران جنگ جهانی دوم و به این دلیل که سیلویا بیچ از فروش آخرین نسخه «رستاخیز فیلیگان» جیمز جویس به یک افسر آلمانی خودداری کرده بود این کتاب‌فروشی برای همیشه بسته شد.

جورج ویتمن در سال 1951 یک کتابفروشی جدید را افتتاح کرد و برای ادای احترام به بیچ نام فروشگاهش را به شکسپیر و شرکا تغییر داد. آرشیو بیچ در سال 1964 توسط دانشگاه پرینستون خریداری شد. این دانشگاه از سال 2014 برای دیجیتالی کردن این آرشیو وسیع اقدام کرد و حالا برای اولین بار این مجموعه به صورت آنلاین و به عنوان یک پروژه تحقیقی در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است.

جوشا کوتین، استادیار انگلیسی دانشگاه پرینستون و مدیر این پروژه می‌گوید «بیچ یک چیزنگه‌دار دقیق و وسواسی بود. هنوز گنجینه‌های ناشناخته زیادی برای کشف وجود دارد و اگر تمام مطالب موجود در بایگانی را جمع‌آوری کنید یک برج 78 طبقه به دست خواهد آمد.»

سوابق کتابخانه‌ای شکسپبیر و شرکا نشان می‌دهد که همینگوی بیش از 90 کتاب را به امانت گرفته بود؛ از زندگی‌نامه پی‌تی بارنوم، شومن امریکایی تا رمان «فاسق خانم چترلی» از دی اچ لارنس که در سال 1929 به امانت گرفت.

در سال 1926 او نسخه‌ای از «گاو بازی» تام جونز را قرض گرفت؛ رمانی که نقش کلیدی و حیاتی در نگارش رمان «خورشید هم‌چنان می‌دمد» داشت. او همچنین یک نسخه از رمان خودش «وداع با اسلحه» را از این کتابفروشی خریده بود.

کوتین گفت «ما از طریق این آرشیو می‌خواهیم نبوغ را بفهمیم. می‌خواهیم بدانیم آنچه همینگوی می‌خوانده می‌تواند نقشی در درک و فهم آثار او و این‌که چرا این‌همه عالی بوده داشته باشد. این تجربه منحصر به فرد از یک فعالیت انفرادی بسیار خصوصی است که حالا در اختیار ما قرار گرفته است.»

او می‌گوید «برخی از این آرشیوها حاوی داستانی غافلگیرکننده و یا غم‌انگیزند. والتر بینامین دو روز پیش از مرگش دو کتاب قرض گرفت: یکی فرهنگ لغت انگلیسی-آلمانی و دیگری اثر فیزیکی و متافیزیکی لرد بیکن.»

کوتین افزود این آرشیو همچنین درباره اعضای کم‌تر شناخته شده کتابخانه نکات ارزنده‌ای را فاش می‌کند؛ مثلا به شخصی به نام آلیس کیلن برخوردیم که فعال‌ترین عضو کتاب‌فروشی شکسپیر و شرکا بوده. او در طی 18 سال صدها کتاب را قرض گرفته بوده است و ما باید از این افراد بیاموزیم و به یادشان بیاوریم.

انجمن کتابخانه‌های امریکا از کتابخانه‌ها می‌خواهد برای محافظت از حریم شخصی افراد، سوابق و آرشیو خود را امحا کنند؛ اما شکسپیر و شرکا از این قانون سرپیچی کرده و بیچ همه چیز را حفظ کرده بوده است. کوتین می‌گوید «او احتمالا باید سوابق کتاب‌فروشی‌اش را از بین می‌برد؛ اما خوشحالیم که او این کار را نکرد.»

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...