چهارمین چاپ کتاب «سینمای اگزیستانسیالیستی» [Existentialist cinema]  نوشته ویلیام سی. پامرلو [Pamerleau, William C] و ترجمه نصرالله مرادیانی توسط نشر بیدگل منتشر شد. آثار برگمان، آنتونیونی و فلینی ذیل مباحث تئوریک این کتاب تحلیل شده‌اند.

سینمای اگزیستانسیالیستی» [Existentialist cinema]  نوشته ویلیام سی. پامرلو [Pamerleau, William C]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر بیدگل چهارمین چاپ کتاب «سینمای اگزیستانسیالیستی» را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۳۵۲ صفحه و بهای ۶۷ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۹۵ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۲۵ هزار تومان منتشر شد و چاپ پیشین (سوم) آن نیز سال ۱۳۹۸ با شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهای ۳۶ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

کتاب دو بخش دارد. بخش اول با عنوان «فراهم کردن مقدمات: مسائل نظری» سه فصل دارد. در فصل اول با عنوان «اگزیستانسیالیسم: مروری بر درون مایه‌ها و چهره‌های مهم» اندیشه‌های سورن کی‌یر کگور، فریدریش نیچه، ژان پل سارتر، سیمون دوبوار و پل تیلیش مورد بررسی قرار گرفته و مفهوم و رویکرد پدیدارشناسی تحلیل شده است.

در فصل دوم با عنوان «فیلم به مثابه ابزاری برای پژوهش فلسفی» این مباحث مطرح شده است: «رویکرد نظری در تقابل با رویکردهای شخصی به اگزیستانسیالیسم»، «آیا فیلم می‌تواند فلسفه بورزد؟»، «فیلم و اگزیستانسیالیسم فلسفی»، «به تصویر کشیدن وضع بشر: مساله واقع گرایی» و «فیلم‌های پرمعنا».

فصل سوم از بخش اول عنوان «واقع گراییِ سینمایی و هویت روایی» را با خود به همراه دارد و در آن این مباحث مطرح شده است: «مشکلات واقع گرایی»، «روایت و فیلم»، «هویت روایی»، «دعوی واقع گرایی» و «اگزیستانسیالیسم روایی».

بخش دوم با عنوان «فیلم‌های پرمعنا» شامل پنج فصل است. در فصل اول از بخش دوم با عنوان «آنتونیونی: بی‌معنایی و جهان مدرن» ضمن طرح مبحث بی معنایی و مقاومت جهان، فیلم‌های کسوف و ماجرا تحلیل شده و در ادامه بحث بازاندیشی در اختیار تمام عیار پیش کشیده می‌شود.

فصل دوم از بخش دوم با عنوان «دین داری در فیلم‌های اینگمار برگمان» شامل سه مبحث است: «سه گانه دینی برگمان»، «مرگ خدا» و «دین داری بدون دین». فصل‌های سوم تا پنجم از بخش دوم کتاب نیز شامل این عناوین است: «نگاهی دوباره به راسکلنیکف: کاوش در چالش‌های اخلاقی معاصر در فیلم‌های وودی آلن»، «اصالت در فیلم‌های فدریکو فلینی» و «روح آزاد نیچه‌ای در انجمن شاعران مرده و «هارولد و ماد».

یکی از مفاهیم اساسی اگزیستانسیالیسم جنبش برآمده در دل وضعیتی که شاید در آن خیلی‌ها در کرۀ خاک به خوبی با بی‌معنایی آشنا بودند / بوده‌اند معنا (و بی‌معنایی) زندگی بشر است. در کتاب حاضر، ویلیام پامولو به واسطۀ تحلیل و نقد فیلم‌هایی که خاصه به مسئلۀ معنا در زندگی بشر می‌پردازند تصویری از شخصیت‌هایی به دست می‌دهد که زندگی‌شان، با افول گفتمان‌های سنتی، دینی و…، از معنا تهی شده‌است. او در مقابل از شخصیت‌هایی در این فیلم‌ها برایمان حرف می‌زند که استقامت به خرج می‌دهند و از زیر مسئولیت خود شانه خالی نمی‌کنند؛ و مآلاً خود معنا را در زندگی‌شان بر می‌سازند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...