کتاب «شعر سایه در موسیقی ایرانی» نوشته مهدی فیروزیان در قالب جلد دوم از طرح پژوهشی پنج جلدی «سایه و موسیقی» در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش مهر، کتاب «شعر سایه در موسیقی ایرانی» توسط انتشارات «هنر موسیقی» در دسترس مخاطبان قرار گرفت. جلد نخست این کتاب با عنوان «موسیقی ایرانی در شعر سایه» سال ۱۳۹۶ منتشر شده بود.

مهدی فیروزیان پژوهشگر ادبیات و موسیقی در این کتاب که به محمدرضا شجریان خواننده موسیقی ایرانی تقدیم شده، به گردآوری اطلاعات آوازها و آهنگ‌هایی که با شعر هوشنگ ابتهاج (سایه) ساخته شده پرداخته است و ضمن معرفی دقیق آن‌ها، از دیدگاه تلفیق شعر و موسیقی آن آثار را نقد و بررسی کرده است.

از جمله بخش‌های کتاب «از پس پرده‌ها» نام دارد که دربارۀ پشت صحنۀ تولید آثار موسیقایی نوشته شده و نویسنده در نگارش آن از اطلاعاتی که در گفتگوهای چندساله با سایه به دست آورده استفاده کرده است.

 هوشنگ ابتهاج در سال‌های مدیریت بخش موسیقی رادیو خاطرات بسیاری با هنرمندان بزرگ عرصۀ موسیقی سنتی مانند محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، عبدالوهاب شهیدی، همایون خرّم، حسین علیزاده، شهرام ناظری دارد و بسیاری از اشعار او را همین هنرمندان در موسیقی به کار گرفته‌اند.

فیروزیان بر اساس پژوهش‌های میدانی، خاطرات سایه و دیگر هنرمندان، چگونگی پدید آمدن این آثار را توصیف کرده و سپس از نظرگاه علمی و انتقادی به آنها نگریسته است. در این زمینه علاوه بر شرح وقایع زندگی سایه و هنرمندان موسیقی، شرح برخی اشعار ابتهاج و شأن نزول آن‌ها نیز نوشته شده است. ضمن اینکه بررسی آسیب‌شناسانۀ پیوند شعر و موسیقی و شناساندنِ هنجارهایی که موسیقی‌دانان در تصنیف‌سازی باید از آن‌ها آگاهی داشته باشند، از دیگر مطالب مهم کتاب است.

این کتاب را انتشارات هنر موسیقی در ۶۴۰ صفحه با قیمت ۹۸ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...