محمدحسین ماتک و مجید ذاکری جایزه پنجاه‌ویکمین دوره قلم طلایی بلگراد را از آن خود کردند و آثاری از کانون پرورش فکری به کاتالوگ شانزدهمین دوسالانه تصویرگری بلگراد راه یافت.

محمدحسین ماتک و مجید ذاکری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، جایزه بزرگ قلم طلایی این دوره به «نیکولینا رادولوویچ» (Nikolina Radulovic Velić) از کشور صربستان اختصاص یافت و محمدحسین ماتک، تصویرگر کتاب «دوست بهتره یا کلوچه؟» از تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مجید ذاکری، هر دو از ایران و «جوزف پولکا» (Jozef Pevolka) از کشور اسلواکی، سه برنده جایزه پنجاه‌ویکمین دوره «قلم طلایی» بلگراد شدند. همچنین سه تصویرگر دیگر صربستانی جایزه پلاک این مسابقه را از آن خود کردند.

آثار 108 تصویرگر از کشورهای مختلف وارد کاتالوگ شانزدهمین دوسالانه بین‌المللی تصویرگری بلگراد شده، که از این بین نام 31 تصویرگر ایرانی به چشم می‌خورد.

همچنین از میان 31 تصویرگر ایرانی، شش تصویرگر کتاب‌های کانون نیز با عنوان «داستان گل حسرتی» به تصویرگری دلارام فغانی، «دوست بهتره یا کلوچه؟» به تصویرگری محمدحسین ماتک، «قمری تو ایوون» به تصویرگری پریسا اصلان‌خانی، «خوابم یا بیدار» به تصویرگری سمانه صلواتی، «پنبه دانه و ماه توتوهای شب برفی» به تصویرگری غزل فتح‌اللهی و «ژاکتی برای ایلیا» به تصویرگری پگاه درخشانی به کاتالوگ شانزدهمین دوسالانه بین‌المللی تصویرگری بلگراد راه پیدا کرده‌اند.

تصویر روی جلد کاتالوگ امسال نیز از سوی نوشین صادقیان، برنده جایزه بزرگ دوره قبل، طراحی شده و صفحه‌هایی از کاتالوگ به معرفی این تصویرگر ایرانی اختصاص یافته است. همچنین تصویرگری کتاب «آن دور دور» از انتشارت کانون پرورش فکری به تصویرگری نوشین صادقیان در صفحه معرفی این هنرمند، به چشم می‌خورد.

مسابقه تصویرگری بلگراد به‌صورت دوسالانه توسط انجمن طراحان و هنرمندان صربستان برگزار می‌شود. این رویداد هنری انواع تصویرگری همچون کتاب، مجله، روزنامه‌، انیمیشن و سایر رسانه‌های الکترونیکی را شامل می‌شود.

شانزدهمین دوره مسابقه تصویرگری بلگراد در سال 2021 مصادف با پنجاه‌ویکمین دوره «قلم طلایی» بود که با حضور تصویرگرانی از سراسر جهان برگزار شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...