کتاب «سمفونی خاموش» به تالیف شهرزاد آذخ، با موضوع عکاسی در ۸۸ صفحه و توسط انتشارات کیان دانش به چاپ رسید.

سمفونی خاموش شهرزاد آذخ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «سمفونی خاموش»، تألیف شهرزاد آذخ وارد بازار کتاب شد.

شهرزاد آذخ، عکاسی که کار حرفه‌ای خود را در سال ۱۳۹۵ آغاز کرد، پس از برگزاری گالری چشم شیشه‌ای تصمیم گرفت کتاب «سمفونی خاموش» را به چاپ برساند. این اثر تنها روایت بخشی از رویدادها و اتفاقاتی است که توسط این عکاس به ثبت رسیده است. نوشته‌های این کتاب زبان گویای عکس‌هایی است که هریک قصه متفاوتی دارند.

کتاب «سمفونی خاموش» در مجموع شامل پنج بخش و هر بخش شامل ۶ عکس است و نویسندگان این کتاب عبارتند از فاطمه باقری، بهزاد خمیسی، مهتاب سیدی، مهدی کمیلی و کیمیا محمدزاده و هریک نویسندگی بخش مستند، بخش لند اسکیپ، تئاتر، اسنپ شات و بخش پرتره را برعهده گرفته‌اند.

رونمایی و جشن امضا این کتاب به سبب شرایط کرونایی موجود به تعویق افتاده است. کتاب «سمفونی خاموش» نوشته شهرزاد آذخ، در ۸۸ صفحه با قیمت ۳۸ هزار تومان توسط انتشارات کیان دانش به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...