سینا شاه‌بابا، مترجم کتاب «شوالیه تاریکی به پا می‌خیزد؛ فیلمنامه و استوری بورد»  [The Dark Knight trilogy : Batman Begins, The Dark Knight, The Dark Knight Rises] در یادداشتی به معرفی این کتاب پرداخته و آن را در اختیار ایبنا قرار داده است.



ما هیچی نیستیم. ما آشغال زیر پاهای شماییم. تا قبل از اینکه نقاب به صورت بزنم، برای هیچ‌کس مهم نبود کی‌ام...
جاناتان و کریستوفر نولان، «شوالیه تاریکی به پا می‌خیزد» را حول همین جمله و مفاهیم برگرفته از آن مانند عدالت اجتماعی شکل می‌دهند. عطش عدالت زیر پوست شهر گاتهام جریان دارد. این جست‌وجو به‌خصوص در طبقات ضعیف‌تر جامعه شهری در داستان‌های قبلی بتمن هم پررنگ و از خطوط اصلی داستان بوده است؛ اما می‌توان به‌نوعی سه‌گانه کریستوفر نولان را مجموعه‌ای دانست که این سؤال‌ها را عریان‌تر از اثری صرفاً سرگرم‌کننده مطرح می‌کند. به همین دلیل این سه‌گانه نولان را نمی‌توان جدی نگرفت.

کریس نولان پس از پایان فیلم‌برداری بخش دوم از مجموعه بتمن، شوالیه تاریکی، با خبر هولناک درگذشت هیث لجر، بازیگر نقش جوکر، مواجه می‌شود. جوکر شخصیت منفی‌ای بود که طرفداران داستان‌های بتمن را عاشق خود کرد. هوادارن بتمن انتظار داشتند در قسمت سوم فیلم‌های بتمن نیز داستان جوکر را روی پرده ببینند. همین تعصب شک و تردید زیادی به دل برادران نولان انداخت که منجر به فاصله‌ای چهارساله میان دو فیلم شد. در این میان کریس نولان یکی از شاهکارهایش، فیلم تلقین (Inception) را تولید کرد و سپس با جداکردن راهش از عاشقان متعصب جوکر با همراهی برادرش، که همواره نقش پررنگی در روی کاغذ آوردن ایده‌های کریس دارد، داستان جدیدی را خلق کرد. این داستان رنگ‌وبویی انقلابی نیز دارد و در آن به وضوح به داستان دو شهر نوشته‌ی چارلز دیکنز، که با انقلاب فرانسه مرتبط است، نیز اشاره می‌شود.

بتمن در این داستان در اعماق تاریکی در کنج عزلت به سر می‌برد؛ سرخورده از مرگ معشوق و اجبار به پذیرش ارائه‌ی تصویری شرورانه از خود به افکار عمومی. ورود یک شخصیت منفی که خاطراتی از انجمن سایه‌ها را برای بتمن زنده می‌کند و تهدید هسته‌ای شهر باعث می‌شود بروس وین دوباره قبای آویخته‌اش را به تن کند؛ اما او شکست می‌خورد. در هم می‌شکند. از کورسوهای امید نیز محروم می‌شود. اینجاست که باید مانند ققنوسی به‌خاکستر‌نشسته دوباره سر از خاک برآرد.

کریستوفر نولان کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده پنجاه‌ساله نویسندگی و کارگردانی یازده فیلم، تعقیب (1998)، یادگاری (2000)، بی‌خوابی (2002)، بتمن آغاز می‌کند (2005)، پرستیژ (2006)، شوالیه‌ی تاریکی (2008)، تلقین (2010)، شوالیه تاریکی به‌پا‌می‌خیزد (2012)، میان‌ستاره‌ای (2014)، دانکرک (2017)، اِنگاشته (2020) را به عهده داشته است. جاناتان نولان نویسنده و تهیه‌کننده چهل‌وچهار‌ساله علاوه بر همکاری با برادرش در نگارش فیلم‌نامه‌های یادگاری، پرستیژ، سه‌گانه‌ی بتمن و میان‌ستاره‌ای به نگارش متن سریال‌های مظنون و وست‌ورلد نیز مشغول بوده است. از میان فیلم‌های کریس نولان سه‌گانه‌ی بتمن، تلقین و میان‌ستاره‌ای محبوبیت وصف‌ناشدنی دارند.

آنچه موجب ترجمه این اثر شد پیشنهاد شهرام جهانگیری، مدیر محترم نشر چترنگ، بود که پس از همکاری موفق در ترجمه و چاپ فیلم‌نامه سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری اثر مارتین مک‌دونا ترجمه این اثر را پیشنهاد کرد. این پیشنهاد برای من، به عنوان یکی از هواداران شخصیت بتمن از کودکی، بسیار وسوسه‌کننده بود و امروز از قرارگرفتن این اثر در فهرست کارهایی که ترجمه کرده‌ام، بسیار رضایت دارم؛ به‌خصوص آنکه در میان طرفداران کریستوفر نولان، به عنوان یک هنرمند نابغه، نشر چترنگ به عنوان ناشر آثار او شناخته می‌شود و پیش‌ از شوالیه تاریکی به پا می‌خیزد، چاپ فیلم‌نامه‌های بتمن آغاز می‌کند، شوالیه تاریکی و میان‌ستاره‌ای و همچنین کتابی به نام سینمای کریستوفر نولان؛ تصور ناممکن نوشته جکلین فربی و استوارت جوی را در کارنامه دارد.

کتاب «شوالیه تاریکی به پا می‌خیزد»، اثر جاناتان نولان و کریستوفر نولان با ترجمه سینا شاه‌‌بابا در 216 صفحه، شمارگان 700 نسخه و به بهای 42 هزار تومان از سوی نشر چترنگ راهی بازار نشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

هنر |
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...