چاپ تازه نمایشنامه «قلندرخونه» نوشته ایرج صغیری منتشر شد.

قلندرخونه ایرج صغیری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این نمایشنامه در ۱۳۶ صفحه و قطع رقعی با قیمت ۵۰ هزار تومان در انتشارات نریمان منتشر شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: نمایشنامه «قلندرخونه» نوشته ایرج صغیری در دو نسخه بوشهری و زبان معیار، در یک کتاب منتشر شد

نقد نجف دریابندری بر این نمایش و گفت‌وگوی مجتبا نریمان با ایرج صغیری نیز در ضمیمه کتاب آورده شده است.

این نمایش که از جمله نمایش‌های تحسین‌شده جشن هنر شیراز ۱۳۵۳ و از موفق‌ترین اجراهای سال ۱۳۵۴ تئاترشهر بود، اینک بعد از سال‌ها دوباره روانه کتاب‌فروشی‌ها شد.

نجف دریابندری در بخشی از نقد خود بر این نمایش آورده است: «… نمایش «قلندرخونه» برای آدمی مانند نویسنده این سطور که زبان آن را می‌فهمد و با عناصر فرهنگی آن آشنا است قطعاً معنی و گیرایی دیگری دارد که نمی‌توان انتظار داشت برای همه داشته باشد، ولی قطع نظر از جنبه‌هایی که امثال من ممکن است در آن دیده باشیم، گمان می‌کنم که این نمایش برای غالب تماشاگران خود چه از حیث غنای جنبه‌های تجسمی و چه از حیث صدا و چه از حیث بازی‌های مطمئن و صمیمانه لحظه‌های خرسندکننده فراوان داشته است.»

چاپ نخست این کتاب به سال ۱۳۵۳ توسط رادیوتلویزیون ملی ایران و چاپ دوم آن به سال ۱۳۹۰ توسط نشر قطره برمی‌گردد.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...