پنج کتاب از مجموعه‌ نقد فیلم «یک فیلم، یک جهان» منتشر شد.

در حال و هوای عشق» In] the mood for love] پالپ فیکشن»[Pulp fiction]درخشش» [Shining] هفت سامورایی» [Seven Samurai]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، مجموعه‌ کتاب‌های نقد فیلم «یک فیلم، یک جهان» شامل «در حال و هوای عشق» In] the mood for love] نوشته تونی رینز [Rayns, Tony] با ترجمه عطیه سالارمنش، «پالپ فیکشن»[Pulp fiction] نوشته دانا پولان [Polan, Dana B] با ترجمه احسان چادگانی، «شب مردگان زنده» [Night of the living dead] نوشته بنجامین هروی [Hervey, Benjamin A] با ترجمه ایمان رهبر، «درخشش» [Shining] نوشته راجر لاکهرست [Luckhurst, Roger] با ترجمه اردوان شکوهی و «هفت سامورایی» [Seven Samurai] نوشته جون ملن[Mellen, Joan] با ترجمه بصیر علاقه‌بند توسط نشر خوب منتشر شده است.

بابک کریمی، سردبیر کتاب‌های سینمایی نشر خوب در گفت‌وگویی در خصوص این مجموعه درباره این‌که آیا مخاطبانی که فیلم‌ها را ندیده‌اند هم می‌توانند به سراغ کتاب‌ها بیایند، گفت: از آن‌جا که همه‌ کتاب‌ها رویکرد یکسانی به موضوع‌شان ندارند، بهتر است جوابی کلی به سؤال‌تان ندهم. بعضی کتاب‌های این مجموعه را می‌شود قبل از دیدن فیلم خواند، بعد فیلم را دید و دوباره برگشت و کتاب را بازخوانی کرد، که اتفاقاً تجربه‌ جالبی هم از کار درمی‌آید. اما بعضی کتاب‌ها را بهتر است بعد از دیدن یا بازدیدن فیلم خواند، چون متکی‌اند به جزئیات و نیاز است مخاطب به‌خوبی آن‌ها را در ذهنش داشته باشد تا بتواند روند کتاب را در بهترین حالت پی بگیرد.

او در ادامه درباره انتشار کتاب‌هایی از فیلم‌های روز نیز بیان کرد: بستگی دارد تعریف‌ از «فیلم روز» چه باشد. اگر مقصود مثلاً فیلم‌هایی‌اند که ماه یا ماه‌های اخیر اکران شده‌اند، طبیعتاً، جز اندک مواردی، نمی‌شود کتابی تحلیلی درباره‌شان یافت و به ترجمه‌اش مشغول شد. اما اگر منظور «فیلم‌های سال‌های اخیر» باشد چرا، حتماً. در کل، قدیمی‌بودن یا جدیدبودن فیلم چندان تعیین‌کننده نیست، بلکه خودِ کتاب و نویسنده‌اش و البته جایگاه فیلم در تاریخ سینماست که نقشه‌ راه ماست.

کریمی درباره معیار انتخاب کتاب‌ها نیز اظهار کرد: یکی از وقت‌گیرترین بخش‌های کارِ چنین مجموعه‌ای انتخاب کتاب‌هاست، علی‌الخصوص برای فیلم‌هایی که در زبان انگلیسی و فرانسوی چندین کتاب درباره‌شان منتشر شده. باید هم کیفیت خودِ کتابی را که قرار است ترجمه شود در نظر گرفت، هم این‌که کتاب مد نظر می‌تواند در تاریخ نشر کتاب‌های سینمایی در ایران چه جایگاهی داشته باشد و چه خلأ احتمالی‌ای را پر کند، و هم این‌که تا جای ممکن با شئونات فرهنگی ما سازگاری بیشتری داشته باشد تا حفظ امانت در ترجمه به بالاترین سطح ممکن برسد.

او در پاسخ به این‌ سوال که آیا فیلم‌های ایرانی هم انتخاب خواهند شد، چنین پاسخ داد: حتماً، البته در میان‌مدت و درازمدت. کار روی فیلم‌های ایرانی وقت زیادی می‌طلبد.

او در ادامه بیان کرد: فعلاً در نظر داریم هر چند ماه یک‌بار تعدادی از کتاب‌ها را، یحتمل پنج‌تا پنج‌تا منتشر کنیم، ولی همه‌چیز بستگی به بازخورد مخاطبان دارد و البته اوضاع اقتصادی در سطح کلان‌تر. تعداد عناوین این مجموعه می‌تواند به‌راحتی سه‌رقمی شود.

بابک کریمی در معرفی کتاب‌های منتشرشده از این مجموعه گفت: در قدم اول پنج کتاب، به طور همزمان، منتشر شدند: «در حال‌وهوای عشق» به قلم تونی رینز، «پالپ فیکشن» به قلم دانا پولان، «شب مردگان زنده» به قلم بنجامین هروی، «درخشش» به قلم راجر لاک‌هِرست و «هفت سامورایی» به قلم جون مِلن. پنج کتاب بعدی هم آماده‌ انتشارند و طی ماه‌های آتی توزیع خواهند شد.

او در پایان و درباره بازخورد علاقه‌مندان و سینمادوستان درباره این مجموعه کتاب‌ها اظهار کرد: اگر شرایط نامساعد ماه‌های اخیر ناشران و کتاب‌فروشی‌ها را در نظر بگیرید و همین‌طور وضعیت نابسامان اقتصادی و به تبع آن گران‌ترشدن قیمت کتاب‌ها را، باید بگویم بازخورد دلگرم‌کننده‌ای گرفتیم. این‌که هنوز چند هفته از چاپ پنج کتاب اول مجموعه نگذشته، چاپ‌شان تمام شده، قوت قلبی است برای ما که بتوانیم چشم‌انداز وسیع‌تری را در ادامه‌ مسیر در نظر داشته باشیم.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...