کتاب «راهنمای نگارش فیلمنامه» نوشته یورگن ولف و کری کاکس با ترجمه عباس اکبری توسط انتشارات سروش به چاپ ششم رسید.

به گزارش مهر، نویسندگان این‌کتاب معتقدند اگر قرار است فیلمنامه‌ای موفق بنویسید و شغلی پردرآمد از راه فیلم‌نامه‌نویسی پیدا کنید، سه کار مهم لازم است: اول شناخت و یادگیری حرفه فیلم‌نامه‌نویسی، دوم به‌کارگیری حرفه در عرصه‌های مختلف و سوم، شگردهای تبدیل کردن آن حرفه به شغلی پر درآمد. این سه اصل، سه فصل اصلی کتاب نگارش فیلمنامه هستند.

در هر سه مرحله مذکور هم نویسندگان، راه‌کارهای عملی و برخاسته از تجربه را ارائه کرده‌اند که به کار همه‌کس می‌آید و نیاز به‌داشتن تخصص و ریزه‌کاری‌های هنر فیلم‌سازی ندارند. مترجم کتاب هم سه نمونه از خلاصه سکانس در سینمای ایران و تلویزیون ایران را در قالب پیوست برای مخاطبان ایرانی این‌کتاب آورده است.

چاپ ششم این‌کتاب با ۲۸۶ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۳ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...