کتاب «هویت‌شناسی صنایع دستی ایران» نوشته سهراب آل یاسین در 167 صفحه و توسط انتشارات عطران منتشر شد.

هویت‌شناسی صنایع دستی ایران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در مقدمه این کتاب نویسنده از بزرگی هنر ایرانی، هویت فرهنگی ایران و تأثیر صنایع دستی در هویت ایرانی، پیوند همیشگی هنر ایرانی با هنر اسلامی، اثرات اقتصادی و اجتماعی صنایع دستی، نقش صنایع دستی در بالا بردن اشتغال، نقش صنایع دستی در توسعه گردشگری و صادرات و تنوع صنایع دستی ایران نام می‌برد.

هنرهای سنتی، مجموعه هنرهای اصیل، بومی و مردمی هر کشور است که ریشه‌های عمیق و استوار در اعتقادات، آداب، عادات، رسوم و در مجموع فرهنگ معنوی جامعه دارد. هنرهای سنتی ایران گروهی از هنرهای پرپیشینه کشورمان نظیر صنایع دستی، خط و خوشنویسی، معماری سنتی، موسیقی سنتی، نمایش‌های سنتی و غیره را شامل می‌شود که هر یک برای خود جایگاه خاص و ویژه‌ای دارد.

صنایع دستی به عنوان یک نشانه از شیوه و سنت زندگی در ایران و هنر سنتی ایران همواره عنصری موثر در فرهنگ ما بوده است و به‌عنوان هویت ملی این سرزمین می‌باشد. آثار باقی‌مانده از قرن‌ها پیش، خبر از قدمت و اصالت این هنر-صنعت در ایران می‌دهد. سفالینه‌های با ارزش، بافته‌های پشمی و ابریشمی، قالی و گلیم و سایر آثار صنایع دستی از اسم و رسم والایی در جهان هنر برخوردارند.

بی‌گمان صنایع دستی ایران با حساسیت ایرانی هم‌خوانی دارد و در عین حال هنری اسلامی می‌باشد. هنر ایرانی نه تنها یکی از قله‌های هنر اسلامی بلکه متنوع‌ترین آن‌ها است. ایران بزرگ‌ترین نقاشی‌ها را در تمدن اسلامی پدید آورده است و مینیاتورهای هندی و ترکی که ابتدا از مینیاتور ایرانی الهام گرفته شده هرگز به ظرافت نوع ایرانی نبوده است.

صنایع‌دستی دارای اثرات قابل ملاحظه‌ای در برطرف کردن و تخفیف و تعدیل مسائل اجتماعی و توسعه اقتصادی است. یکی از جنبه‌های مثبت صنایع دستی مربوط به اثرات آن در مبارزه با انواع بیکاری است. صنایع دستی با خصوصیات ویژه‌ای از جمله عدم نیاز به سرمایه‌گذاری زیاد و امکان ایجاد آن در مناطق روستایی نقش مهمی را ایفا می‌کند.

این کتاب در هفده بخش جداگانه به دسته بندی صنایع دستی و هنرهای سنتی می‌پردازد. بخش اول بافته‌های داری؛ به بررسی انواع بافت‌ها و فرش‌های ایرانی در دوره‌های مختلف ایران می‌پردازد. انواع فرش‌ها مانند فرش فارس، فرش بختیاری، قالی کلاسیک، قالیچه ترکمن، فرش تبریز، فرش مشهد، انواع گلیم‌های داری را معرفی می‌کند و نوع تهیه و ایجاد آن‌ها را شرح می‌دهد.
بخش دوم بافته‌های دستگاهی، بافته‌هایی مثل جاجیم، چنته، ماشته، ترمه و انواع دیگر بافته‌های دستگاهی را معرفی می‌کند.
بخش سوم رودوزی سنتی، دوخت روی پارچه، انواع سوزن دوزی‌ها، انواع خامه دوزی، پته دوزی، سیاه دوزی، بخارا دوزی، نوار دوزی و بسیاری از انواع رودوزی‌ها مطرح شده است.
بخش چهارم صنایع دستی فلزی، حکاکی روی فلز، قلم‌زنی، زرگری، ملیله‌کاری، طلاکوبی، ورشوسازی و غیره را معرفی می‌کند.
بخش پنجم میناکاری، بخش ششم سفالگری؛ انواع سفال‌های بدون لعاب، سفال‌های لعاب‌دار، سفال مینایی،سفال زرین فام
بخش هفتم آبگینه؛ شیشه‌گری، تزیین شیشه، آبگزکاری، مات کاری، بخش هشتم صنایع دستی چوبی؛ پیکرتراشی، ارسی سازی، چیق‌بافی از جمله صنایع دستی چوبی هستند.

در بخش نهم صنایع دستی سنگی از جمله سنگ تراشی، خراطی سنگ، معرق سنگ، حکاکی روی سنگ معرفی شده‌اند.
در بخش دهم به هنر نگارگری پرداخته است. نگارگری کتاب و معرقات، تذهیب، گل و مرغ، نقش‌مایه ایرانی از جمله این هنر هستند.
در بخش یازدهم چاپ‌های سنتی، در بخش دوازدهم پوستین دوزی، در بخش سیزدهم نمد مالی را معرفی می‌کند. بخش چهاردهم به انواع حصیربافی مانند بوریابافی، چیغ بافی، کپوبافی، ترکه بافی و انواع دیگر این هنر را معرفی می‌کند.
در پخش پانزدهم صنایع دستی چرمی، در بخش شانزدهم رنگ‌سازی سنتی و در بخش هفدهم رنگرزی سنتی را معرفی می‌کند.

کتاب هویت شناسی صنایع دستی ایران نوشته سهراب آل یاسین در 167 صفحه به تیراژ 1000 نسخه از سوی انتشارات عطران وارد بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب .................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...