نامه‏‌نگاری در فضایی خواب‌‏گونه | هم‌میهن


محمد چرم‌شیر، نمایشنامه‌نویس، دراماتورژ و مدرس تئاتر به گواه حجم آثارش، نمایشنامه‌نویسی تمام‌وقت است. نمایشنامه‌نویسی که به‌قول خودش در گفت‌وگویی که در پایان کتاب «رقص مادیان‌ها» چاپ شده است، «گاهی اوقات ساعت ۱۲ نمایشنامه‌ای را تمام و ساعت پنج همان روز نمایشنامه دیگری را شروع می‌کند.» کم‌ نیستند کسانی که بر این «تمام‌وقت ‌نمایشنامه‌نویس‌بودن» خرده می‌گیرند و آن را به «زیادنویسی» تعبیر می‌کنند.

نمایش نامه خواب‌نامه  محمد چرم شیر

هرچند بسیاری دیگر معتقدند ساده‌ترین کار، همین ایستادن در صف خرده‌گیران کم‌نویس و به سنگ ملامت نواختن دیگری است و آسیب زیادنویسی را بدنویسی دانستند. به عقیده آن‌ها، پُرنوشتن را معیار قضاوت درباره آثار نویسنده‌ای گرفتن و بر این پایه، بر ضعیف بودن یک اثر حکم صادر کردن همان‌قدر بی‌اساس است که برعکس آن، یعنی تمام‌وقت بودن نویسنده‌ای را نشانه بی‌نقص بودن هرچه می‌نویسد دانستن. با همه این تفاسیر، تازه‌ترین نمایشنامه‌ای که به قلم محمد چرم‌شیر منتشر شده، «خواب‌نامه» است که اگرچه کار نگارش‌اش اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۰ به پایان رسیده اما در سال ۱۴۰۳ برای نخستین‌بار توسط نشر نی به بازار کتاب آمده است.

محمد چرم‌شیر که تاکنون بیش از ۱۰۰ عنوان اثر از او منتشر شده و نمایشنامه «خداحافظ» که نخستین‌بار در سال ۱۳۶۷ توسط حسین جعفری در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت اولین اثرش بود، «خواب‌نامه» را با نامه‌ اسماعیل‌خان جواهرچی آغاز می‌کند که از طرف او به برادران لومیر یا آن‌طور که چرم‌شیر می‌نویسد «جنابان اخوین لومیر دامت‌شوکتها» - نابغه‌هایی که سینما به آن‌ها مدیون است- فرستاده می‌شود. «خواب‌نامه» به عقیده منتقدان، جزو آثار تجربی، کم‌وبیش نامتعارف و نابهنگام محمد چرم‌شیر است.

به بیان دیگر فرم کم‌وبیش نامتعارف اثر موجب ایجاد این تصور می‌شود که او در «خواب‌نامه» مانند دیگر آثارش می‌کوشد نمایشنامه‌نویسی ایرانی را با فرمی مواجه کند که تا پیش از این تجربه نشده یا کمتر تجربه شده است. «خواب‌نامه» اگرچه در قالب نمایشنامه نوشته شده اما به‌گونه‌ای است که می‌توان گفت از فرم نمایشنامه‌نویسی مالوف تخطی می‌کند.

تا آن‌جا که حتی در برخی مواقع به فرم داستانی نزدیک می‌شود. چرم‌شیر در این اثر زبانی را بازتولید می‌کند که سال‌های سال است از رونق افتاده و دیگر کمتر کسی قواعدش را به یاد می‌آورد. درواقع او زبان ۱۰۰سال پیش تهران را به‌شکلی بازسازی می‌کند که می‌توان آن را مشابه کاری دانست که هوشنگ گلشیری در «معصوم»های خود انجام می‌دهد؛ نزدیک‌شدن به زبانی که از آن فاصله گرفته‌ایم و این فاصله‌مندی موجب دشواری در فهم شده است.

اتفاقی که ازجمله نمونه‌های آن می‌توان به این چند خط اشاره کرد: «اسماعیل، خدمت اَخوین مُعظّم بفرمایید در این ده سَنه سکوت، ابراهیم‌خان جواهرچی یک دم از اندیشیدن در باب ترقی‌دادن سینماتوگراف غافل نبوده است و اینک پس از ده سَنه، طریقت تازه‌ای را به این جایگاه معرفت و اندیشه عرضه می‌دارد که پیش‌درپیش بر آن نامِ «داستان به انضمام مستندات» نهاده‌‌ایم. باشد که این طریقت موجدی گردد در شکوفایی صنعت سینماتوگراف.»

«خواب‌نامه» متشکل از سه نامه مرتبط با یکدیگر نوشته اسماعیل‌خان جواهرچی، چنان‌چه گفته شد، خطاب به برادران لومیر است. ضمن این‌که در پی نامه اول، خوابی با محوریت ترور ناصرالدین‌شاه روایت می‌شود. تاریخ نگارش نامه دوم، ۱۰سال بعد از نگارش نامه اول است و زمان وقوعش سه سال پیش از ترور ناصرالدین‌شاه که در خواب مذکور روایت شده بود.

نامه سوم هنگامی نگاشته می‌شود که یکی از برادران لومیر درگذشته است و تنها یک برادر به‌عنوان مخاطب باقی مانده است. درمجموع «خواب‌نامه» نه‌تنها شرح وقایع تاریخی که بررسی مفاهیمی همچون دانش، هنر و عشق است. روایت‌ها و مکاتبات اسماعیل‌خان با برادران لومیر، نشان‌دهنده تلاش او برای بهبود و پیشرفت صنعت سینماتوگراف در ایران است.

به بیان دیگر آن‌چه اسماعیل‌خان از آن سخن می‌گوید تلاش‌های ابراهیم‌خان جواهرچی در ۱۰سال گذشته برای ارتقای سینماتوگراف است و این‌که ابراهیم‌خان روشی نوین را با عنوان «داستان به انضمام مستندات» ارائه می‌دهد که امید به شکوفایی صنعت سینماتوگراف را زنده می‌کند.

منطق نمایشنامه «خواب‌نامه»، اثری در قالب سه نامه، مبتنی بر مواجهه با خواب و خواب‌گذاری است. از آن‌جایی که خواب‌های ما، تصاویری زاییده ناخودآگاه‌مان و درنتیجه فاقد نظم زندگی روزمره در نظر گرفته می‌شوند می‌توان گفت محمد چرم‌شیر به‌واسطه نامه‌نگاری، فضای ناخودآگاه و بی‌نظم خواب را از طریق زبان به گونه‌ای نظم نمادین نزدیک می‌کند. درواقع تمام تلاش او در «خواب‌نامه» این است که نظمی نوین برای فضایی خواب‌گونه ایجاد کند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...