شناخت و تحلیل چرایی و چگونگی تداوم وضعیت نابرابر زنان ایران می‌تواند در تغییر این وضعیت یاری رساند، بدون آگاهی، اتخاذ تدابیر مناسب برای رفع تبعیض علیه زنان امکان‌پذیر نخواهد بود. یکی از تاثیرگذارترین نهادها بر وضعیت زنان، دولت‌ها هستند که با اتخاذ سیاست‌ها و رویکردهای کلی و اجرای آن رویکردها در قالب برنامه و مصوبات خردتر، زندگی زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهند، از همین‌رو مطالعه اقدامات و رویکردهای دولت‌ها درخصوص زنان و چگونگی تاثیر این رویکردها بر وضعیت نابرابر زنان، از اهداف اصلی کتاب «زنان و دولت، پس از انقلاب» [اثر پرستو سرمدی] است.

خلاصه کتاب معرفی زنان و دولت، پس از انقلاب»  پرستو سرمدی

از سویی دیگر می‌توان گفت پس از دولت‌ها، نشریات و تشکل‌هایی که به‌ طور خاص در مورد وضعیت زنان فعالیت می‌کنند، از موثرترین نهادها در وضعیت زنان هستند. این نهادها در شرایط مناسب می‌توانند به عنوان واسطه میان زنان غیرمتشکل و نهادهای قدرت عمل کنند و مطالبات زنان را به گوش دولت‌ها برسانند و به عنوان گروه‌های فشار یا در قالب جنبش اجتماعی بر عملکرد دولت‌ها تاثیر بگذارند. کتاب تلاش کرده نحوه عملکرد و مطالبات مطرح شده را در پنج دوره تاریخی و رویکرد دولت به مباحث زنان و اقدامات زنان در عرصه اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد.

دوره تاریخی اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال 1360 را در بر می‌گیرد. یعنی دوره‌ای که انقلاب تازه به پیروزی رسیده و نظام سیاسی تازه تاسیس با بحران‌های مختلفی مواجه است، با وجود این، مباحث مربوط به زنان از اسفند ماه 1357 مورد توجه قرار می‌گیرد. زنان انتظار داشتند که برابر با مردان در تصمیم‌گیری‌های حکومت تازه تاسیس حضور یابند. دو مساله در زنان فعال در این دوره صرف‌نظر از مذهبی یا غیرمذهبی بودن آنها قابل مشاهده است. همگی آنها انتظار داشتند به تناسب نقشی که در پیروزی انقلاب داشته‌اند در حکومت بعد از آن سهیم باشند و دوم آنکه این زنان مطالبات خاص جنسیتی را پس از دیدگاه‌ها و وابستگی‌های سیاسی و ایدئولوژیکی خود را مورد توجه قرار می‌دادند.

در دوره تاریخی دوم (1367-1360) شاهد اجرای کامل قوانین اسلامی و تغییرات اجتماعی متناسب با گفتمان جناح مذهبی حاکم هستیم. این تغییرات از یک‌سو مورد رضایت زنان مذهبی نیز قرار داشت، اما با گذشت زمان و مشکلاتی که قوانین مربوط به زنان به وجود آورد اعتراض‌های زنان مذهبی نیز آغاز شد؛ آنان که تصور می‌کردند به اندازه مردان در امور دولت اسلامی حضور خواهند داشت پس از مواجهه با دیدگاه‌هایی که خانه‌داری را وظیفه اصلی زنان می‌دانستند نسبت به این مساله هم معترض شدند، اما همانند دوره اول در این دوره هم شرایط جنگی و مشکلات ناشی از آن و مواجهه جهان با نظام سیاسی اسلامی جدید، زنان مذهبی را بیشتر به همراهی سیاسی با دیدگاه حاکم سوق می‌داد.

در دوره سوم (دولت هاشمی‌رفسنجانی-1376-1367) شاهد تغییرات مهمی در مورد زنان هستیم، از یک‌طرف دولت با اتخاذ سیاست‌های توسعه‌ای رویکرد جدیدی نسبت به زنان دارد و مشارکت زنان را در عرصه عمومی پذیرفته و از سوی دیگر دیدگاه‌های مختلف زنان بعد از یک دهه در داخل کشور امکان بروز می‌یابند. این دیدگاه در قالب نشریات آن زمان خود را نشان می‌دهد و خواستار تغییر وضعیت زنان در حوزه‌های مختلف است. اتخاذ رویکرد توسعه‌ای از سوی دولت و تلاش برای افزایش مشارکت زنان در جامعه، کمک به تشکیل تشکل‌های غیردولتی زنان و تصویب سیاست‌های متضمن اشتغال زنان را می‌توان از اقدامات مهم دولت در این دوره مطرح کرد. در این دوره نیز تغییرات قوانین مربوط به زنان مهم‌ترین مطالبه زنان است با این تفاوت که در این دوره دیدگاهی که منجر به تصویب و اجرای این قوانین شده بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد، یعنی فعالان زنان زمینه‌های فرهنگی را به عنوان عامل اصلی وضعیت نابرابر زنان مطرح می‌کنند.

در دوره تاریخی چهارم (دولت سیدمحمد خاتمی- 1384-1376) گفتمان اصلاحات به عنوان گفتمان رسمی مطرح می‌شود، گفتمانی که بر توسعه و آزادی‌های سیاسی، جامعه مدنی، تفسیری از دین که با اصول حقوق بشر همخوانی داشته باشد و... تکیه دارد. در این گفتمان مطالبات زنان نیز به عنوان بخشی از مطالبات بی‌پاسخ مانده این بخش از جامعه به رسمیت شناخته می‌شود و برای پاسخ به آنها تلاش‌هایی صورت می‌گیرد. این پاسخ در چارچوب گفتمان اصلاحات از تعریفی که نواندیشان دینی از دین ارایه می‌دهند نشأت می‌گیرد و تلاش می‌شود از پویایی فقه اسلام برای رفع مشکلات قانونی زنان استفاده کند. در این دوره شاهد حضور فمینیست‌های مسلمان در دولت و مجلس اصلاحات هستیم.

در دوره تاریخی پنجم (دولت محمود احمدی‌نژاد- 1388-1384) از یک‌سو شاهد اتخاذ سیاست‌هایی از سوی دولت هستیم که بر تقسیم‌بندی جنسیتی نقش‌ها تاکید دارد و نقش اصلی زنان را در خانه‌داری می‌داند. متناسب با این رویکرد سیاست‌هایی مانند کاهش ساعات اداری زنان شاغل و سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها دنبال می‌شود. در مقابل زنان در نشریات و تشکل‌های غیردولتی، بیش از سایر دوره‌ها فعال و متشکل شده‌اند، راه‌اندازی کمپین یک میلیون امضا به عنوان منسجم‌ترین و گسترده‌ترین حرکت زنان، در این دوره صورت می‌گیرد. این زنان برنامه‌ها و لوایح دولت مانند سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها و لایحه حمایت خانواده را مورد نقد جدی قرار می‌دهند و پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان را به عنوان مهم‌ترین خواسته خود پیگیری می‌کنند، در حالی که دولت و مجلس اعلام می‌کنند که با این کنوانسیون مخالفند و در مقابل منشور حقوق و مسوولیت‌های زنان را مطرح می‌کنند.

اعتماد

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...