کتاب «بسته‌ی وطنی» پژوهش و تألیف علی علیزاده طارمسری به همت نشر نظر منتشر شد.

بسته‌ی وطنی» پژوهش و تألیف علی علیزاده طارمسری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ این کتاب به تاریخ بسته‌بندی در ایران از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۶۰ می‌پردازد و پژوهش جامع و کاملی در خصوص گرافیک بسته‌بندی در ایران است.

علی علیزاده طارمسری متولد ۱۳۴۷ کارشناس ارشد رشته طراحی صنعتی دانشگاه هنر تهران حاصل سال‌ها تحقیق و پژوهش خود در عرصه گرافیک و بسته‌بندی و تدریس را در کتابی ۶۰۰ صفحه‌ای در قطع خشتی منتشر کرده است.

اسناد مکتوب کتاب از سال ۱۳۰۲ شروع می‌شود. یعنی از زمانی که نمایشگاه کالاهای فلاحتی و صنعتی برگزار می‌شود. آقای علیزاده جمع‌آوری درخشانی از محصولات انجام داده‌اند. یعنی محصولاتی را معرفی کرده‌اند که تاکنون در هیچ کتابی ندیده بودیم. تعدد محصولات یکی از نکات خوب کتاب است.

پژوهش علی علیزاده گردآوری مجموعه بزرگی از نشانه‌هاست که یک رابطه‌ای با جامعه دارند و از طریق این بسته‌بندی‌ها و نشان‌ها می‌توان درک و فهم بهتری از شرایط جامعه داشت.

فرآیند متمدن شدن جامعه ایران را می‌توان از خلال بسته‌بندی‌ها کشف کرد. ما در نشانه‌شناسی کالا به عنوان یک گرافیست به نوع استفاده از نمادها باید دقت کنیم. برای مثال وقتی روی بسته‌های سیگار تصویر یک زن غربی درج شده این تصور را به مصرف کننده القا می‌کند که حین استعمال سیگار ناخودآگاه به این تصویر فکر کند. این تصاویر یک ایلوژن یا توهم ایجاد می‌کنند که به تعبیر رولان بارت اسطوره ساخته می‌شود. البته اسطوره‌ای که بارت می‌گوید نه اسطوره در مفهوم انسان‌شناسی. یعنی یک پیام ایدئولوژیک دروغین ساخته می‌شود تا به ما بگوید این همان چیزی است که تو داری مصرف می‌کنی. یا وقتی این ماده را مصرف کنی زیبا می‌شوی، یعنی از شیء تصویری دلبرانه می‌سازد.

کتاب «بسته‌ی وطنی» یک گنجینه است که به ما کدهای زیادی می‌دهد. کتابی که با کندوکاو آن می‌توانیم سرنخ‌های خوبی بدست آوریم که چگونه یک نظم اجتماعی یا طبقات مختلف جامعه شکل می‌گیرد. این کتاب بیشتر مثل یک دیکشنری است، نه کتابی که دستتان بگیرید و از اول تا آخر بخوانید.

کتاب بسته وطنی به کوشش علی علیزاده طارمسری در تابستان ۱۴۰۲ توسط نشر نظر در قطع خشتی در ۶۰۰ صفحه در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...