کتاب "خاطرات آیت الله پسندیده" نوشته محمدجواد مرادی‌نیا برای پنجمین بار توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب دربرگیرنده خاطرات آیت‏ اللّه پسندیده برادر امام‏خمینى (ره) پیرامون حوادث و رخدادهاى گوناگون در طول یک قرن‏گذشته است که پس از انجام مصاحبه با وی و ویراستارى ‏مختصر به‏چاپ رسیده است.
کتاب حاضر در دو بخش "خاندان امام خمینى" و "گوشه‌هایى از تاریخ معاصر عراق" تدوین شده است.

تاریخچه خاندان امام و شرح آنها، فعالیتها و اقدامات پدر ایشان‏ علیه خوانین و دولت، تاریخ و نحوه شهادت پدر و سرگذشت قاتلان ‏وى، کودکى و تحصیلات امام، ازدواج امام و فرزندان ایشان، چگونگى انتخاب نام خانوادگى امام و برادرانشان، اوضاع و احوال‏خمین در زمان کودکى امام، نحوه برگزارى انتخابات مجلس شوراى‏ملى از جمله مواردى است که ‏محتواى خاطرات را دربرمى‏گیرد.

از دیگر مباحث مطرح شده در این کتاب ، می‌توان به این موارد اشاره کرد:ماجراى کشف حجاب و متحدالشکل شدن لباس مردان، ممنوعیت روضه‏خوانى و عزادارى از سوى رضا شاه، برخورد مدرس‏با رضاشاه، دوران مصدق و کودتاى 28 مرداد، دستگیرى امام وعزیمت علما به تهران براى حمایت از ایشان، تبعید امام به ترکیه، ترفند آمریکایى‏ها در جلب نظر امام براى حل قضیه گروگانگیرى‏ پرسنل سفارت آمریکا در تهران ...

این کتاب توسط دفتر ادبیات انقلاب اسلامى تدوین و برای اولین بار در سال 1374 منتشر شد و تا سال 1381 به چاپ سوم رسید.

چاپ پنجم کتاب "خاطرات آیت الله پسندیده" نوشته محمدجواد مرادی نیا تولید دفتر ادبیات انقلاب اسلامی است که در 181 صفحه، قطع رقعی و در شمارگان 2 هزار و 500 نسخه منتشر شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...