چاپ دوم کتاب «ابن یمین شاعر مردم‌دار» به کوشش سید علی‌اصغر شریعت زاده توسط انتشارات پازینه منتشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «ابن یمین شاعر مردم‌دار» در ۲۶ بخش شامل مقدمه، کلیات دیوان ابن یمین، زادگاه این شاعر، مذهب، ممدوحان، موضع سیاسی و اجتماعی زمان او، ابن یمین شاعر مردم‌گرا، بررسی آماری قطعات اخلاقی ابن یمین و … برای دومین بار منتشرشده است.

پیام‌های فلسفی ابن یمین، اندرزهای اجتماعی، بررسی محتوایی قطعات ابن یمین، مدح وزرا، امرا و بزرگان، در بیان واقعیات و نحوه زندگی و … از دیگر بخش‌های این مجموعه فاخر است ۹. این کتاب به زندگی هنری و اجتماعی ابن یمین شاعر گران‌قدر و پارسی گوی قرن هفتم و هشتم هجری می‌پردازد که در فرومد شهرستان میامی به خاک سپرده‌شده است.

این کتاب با خوشنویسی محمدرضا سعیدی مزین شده و سیروس ایمانی نامور مشاور فنی آن بوده است. این اثر در ۶۱۰ صفحه به آثار وزندگی ابن یمین و به‌خصوص شرایط زمانه وی می‌پردازد. شریعت زاده مانند سابق سعی کرده در این اثر نیز به یکی از بزرگان استان سمنان و به‌خصوص شهرستان‌های شاهرود و میامی بپردازد.

نگارنده در مقدمه ابتدا به ۱۲۲ سال حکومت به قول وی نکبت‌بار مغولان بر ایران می‌پردازد و سپس به نیروهای فرهنگی مهاجم آن دوران را بر فرهنگ چینی همراه با دین بودائی، فرهنگ مسیحی از سمت غرب و نیروی مغولان از سمت شمال شرقی اشاره می‌کند تا درنهایت این نتیجه را بگیرد که علی‌رغم چنین رویدادهایی کسانی چون ابن یمین مردم‌داری را با هنر ایران اسلامی تلفیق و از دل آن شاهکارهایی پدید آوردند که در تاریخ ادبیات ایران ماندگار شد.

ابن یمین شاعر مردم‌دار» به کوشش سید علی‌اصغر شریعت زاده

شریعت زاده در این کتاب همچنین سعی کرده فراتر از یک شاعر، ابن یمین را یک عنصر تأثیرگذار در عصر خویش معرفی کند موضوعی که قطعاً برای نسل جوان امروز ما که تشنه دانستن ادوار مختلف تاریخی است می‌تواند مفید فایده باشد.

در بخشی از مقدمه این کتاب می‌خوانیم: ابن یمین را باید از نامی‌ترین قطعه سرایان ایران نامید که پیش از این فن، اینگونه مورد توجه نبود. شاعری که در قطعه، فکری و نظری ابراز کرده است.

خون می‌خورد چو تیغ در این دور هرکه او
یک رو و یک زبان بود از پاک گوهری

مانند شانه هرکه دو رویست و صد زبان
بر فرق خویش جای دهندش به سروری

در این اثر همچنین به قطعه بسیار معروف ابن یمن اشاره شده که می‌گوید:

سود دنیا و دین اگر خواهی
مایه هردوشان نکو کاریست

راحت بندگان حق جستن
عین تقوی و زهد و دینداریست

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...