پرسشی اساسی که این کتاب سعی در پاسخ دادن به آن دارد، این است که چرا و به چه معنا، علم سیاست، تأسیس نظام‌های جمهوری‌ای را که پس از استقلال آمریکا و انقلاب فرانسه مطرح و حاكم شدند به منزله ابداعی در روش ساماندهی سیاسی به شمار می‌آورد؟

«ابداع جمهوری مدرن»  [The invention of the modern republic] بیانکاماریا فونتانا [Biancamaria Fontana]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایبنا، نشر شیرازه کتاب ما عنوان چهارمین جلد از مجموعه «فلسفه و اقتصاد سیاسی» خود را به کتاب «ابداع جمهوری مدرن»  [The invention of the modern republic] به قلم بیانکاماریا فونتانا [Biancamaria Fontana] با ترجمه محمدعلی موسوی فریدنی اختصاص داده است. همانطور که در معرفی پشت جلد این اثر می‌خوانیم: «انقلابیون فرانسه و پیشکسوتان آنها یعنی استقلال‌طلبان آمریکا را پایه‌گذار نظامی می‌دانند که یکی از ویژگی‌های آن، در قیاس با سایر نظام‌های سیاسی دنیای جدید، برخورداری از خصلت ماندگاری و ثبات است. سیر پرفرازونشیبی که فلسفه سیاسی غرب طی کرد تا به عناصر بنیانگذار یک چنین نظامی دست یابد در کتاب حاضر به‌واسطه نگاهی تاریخی توصیف شده است.»

در حقیقت پرسشی اساسی که این کتاب سعی در پاسخ‌دادن به آن دارد، این است که چرا و به چه معنا، علم سیاست، تأسیس نظام‌های جمهوری‌ای را که پس از استقلال آمریکا و انقلاب فرانسه مطرح و حاكم شدند، به‌منزله ابداعی در روش ساماندهی سیاسی به شمار می‌آورد؟ نویسنده برای پاسخ به این پرسش به سراغ 11 مقاله از نویسندگان گوناگون رفته که خود او هم از جمله آن‌هاست. تمام نویسندگان این مقالات از اساتید تاریخ و علوم سیاسی هستند و همانطور که نویسنده در مقدمه کتاب اشاره می‌کند: «مقاله‌های گردآمده در این کتاب همتی است برای درک و شفاف‌ترکردن سرشت این رژیم سیاسی. این مقاله‌ها به پیش‌انگاره‌های فکری و عملی این رژیم پرداخته‌اند؛ به مسائلی که این نوع حکومت پیش کشید؛ به سازگاری آن با تنوع ملیت‌ها و به توانمندی و محدودیت‌های آن.»

اما مراد از جمهوری در این کتاب و مقالات آن چیست؟ نویسنده در توضیح این مفهوم در اثر خود می‌نویسد: «استعمال واژه «جمهوری» در این متن احتمالا ابهام‌هایی را بر می انگیزد: شاید استفاده از واژه جمهوری با این وسعت و تنوع اصولا ممکن نباشد، خصوصا حالا که با اندیشه‌ای شکل‌گرفته طی چند قرن سروکار داریم که دچار وقفه‌ها و گسست‌های زبانی نیز بوده است؛ لکن کافی است تأکید کنیم که تلاش ما در اینجا نه بررسی آنچنانی نظریه جمهوری‌خواهی بوده؛ و نه مطالعه رشد و تکامل آن از دوران باستان کلاسیک تا زمان اروپای فرانسه انقلابی؛ بلکه هدف فقط تاریخ‌نگاری بریده‌بریده‌ای است از تجربه‌های جمهوری‌خواهی در غرب. این کتاب، شاید، با بلندپروازی کمتر، بررسی یک نوع خاص «جمهوری» است که رابطه مبتکرانه و نامتعارفی با سنت مکتب جمهوری‌خواهی کلاسیک برقرار کرد؛ یک نوع خاص جمهوری که آینده‌ای روشن داشت و الگوی جمهوری بورژوا لیبرال در دو حوزه تأمل سیاسی ریشه داشت که به‌جرأت می‌توان گفت، با جمهوری‌خواهی ارتباطی به‌غایت ناچیز داشتند: کانون توجه این حوزه‌ها، دولتشهر و هویت و ارزش‌های شهروندی و یا حکومت کلانتران انتخابی نبود. اولین حوزه ساخت و پرداخت استراتژی‌های نهادینه برای محدود کردن قدرت حاکمان در پادشاهی بزرگ بود.»

در حقیقت نویسنده در انتخاب این مقالات سیری را دنبال کرده است که شمایی کلی از جمهوریت و کارکردهای آن را در یک بستر تاریخی-تحلیلی در اختیار خوانندگان می‌‌گذارد. او در مقاله اول کتاب با نگاهی به مفهوم مدرن و کلاسیک جمهوری در کنار هم سعی به ارائه تصویری روشن از آنچه مطلوب خود اوست می‌دهد و در ادامه و در مقاله دوم به سراغ یکی از مهم‌ترین مکانیزم‌ها و مفاهیم در جمهور مدرن یعنی تفکیک قوا و تعدیل قدرت می‌رود و همین‌طور نگاهی به مبحث قانون اساسی می‌کند. در مقاله سوم او به تفکیک دو مفهوم بسیار پر کاربرد در علوم سیاسی یعنی آرمانشهری و جمهوری‌خواهی دست می‌زند و برای بررسی آن به آرای مونتسکیو و روسو سر زده و مفاهیمی چون تاریخ و انقلاب را هم رصد می‌کند. مقاله چهارم کتاب به بررسی سیر شکل‌گیری نخستن جمهوری مدرن اختصاص یافته است. از مقاله پنجم وجه نظری کتاب بر جنبه تاریخی آن غلبه پیدا می‌کند؛ مقاله پنجم کتاب به «مکتب جمهوری خواهی قانون‌سالار امانوئل سیه یس» اختصاص یافته است.

مقاله ششم به «جمهوری تِرمیدوری و اصول آن» اختصاص یافته است و مقاله هفتم جمهوری فضلیت فرانچسکوماریوپاگنو را مورد توجه قرار داده است. مقاله هشتم کتاب به یکی از مشهورترین فیسلوفان معاصر اختصاص یافته و با عنوان «کانت، انقلاب فرانسه و تعریف جمهوری» به واکاوی اندیشه او در این حوزه می‌پردازد. در مقاله نهم با عنوان «مورخان فرانسه و بازسازی سنت جمهوری خواهی» یکی از دوران مهم تاریخی 1848-1800 مورد توجه قرار گرفته و مقاله دهم به سراغ یکی دیگر از مولفه‌های اصلی جمهوری یعنی حق رای همگانی رفته است. مقاله یازدهم و پایانی کتاب به ماندگاری الگوی سیاسی جمهوری توجه نشان داده است. نویسنده در مورد این مقاله و دلایل ماندگاری جمهوریت می‌نویسد: «توفیق جمهوری بورژوا لیبرال مستقیما مرهون بلندپروازی بی‌لاف‌وگزاف خود آن است. آری ممکن است این نظام به شهروندان خود درس فردگرایی خودخواهانه و حرص و آز و بیش از حد بیاموزد؛ اما دیگر این ادعا را هم نمی‌کند که در هر اوضاع و احوالی، فقط یک خیر عامه ممکن، یک تعادل قوا، یک قانون اساسی عادلانه و یک راه‌حل ایده‌آل برای حل مسائل ما وجود دارد. این رژیم را از چشیدن مزه احکام عام و کلی مصون داشته و به ما آموخته است که تمام راه‌حل‌ حتی سیاسی باید حاصل توافق، میانجی‌گری، و سازش باشند. میراث راستین جمهوری بورژوالیبرال بیشتر در فرصت‌ها و مجال‌های باز و آزادی است که باقی می‌گذارد تا دستاوردهای آن.»

«ابداع جمهوری مدرن» به قلم بیانکاماریا فونتانا با ترجمه محمدعلی موسوی فریدنی در 390 صفحه، شمارگان 330 نسخه و قیمت 60 هزار تومان توسط انتشارات شیرازه کتاب ما در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...