نود و نه قصه از زندگی امام‌خمینی(ره) برای نوجوانان در کتابی با عنوان «مهربان‌تر از نسیم» به‌زودی منتشر می‌شود.

کتاب «مهربان‌تر از نسیم»، برگرفته از خاطرات یاران امام‌خمینی(ره) است که موسسه نشر و تحقیقات ذکر، قول انتشار آن را داده است. به گزارش ایبنا نوجوان
، داستان‌های این کتاب، برای  آشنا کردن نوجوانان با شخصیت رهبر انقلاب توسط جمعی از نویسندگان حوزه کودک و نوجوان بازنویسی شده‌ است.

محمدرضا بایرامی، احمد عربلو، سوسن تاقدیس، محمدرضا ناصری، حمیدرضا سیدناصری و امیررضا ستوده که همگی از نویسندگان نام‌آشنای کشورمان هستند، این 99 خاطره را با زبانی ساده و روان، بازنویسی کرده‌اند.

به گفته آقای حمیدرضا سیدناصری، نام کتاب (مهربان‌تر از نسیم) برگرفته از عنوان یکی از داستان‌های این مجموعه است. او  گفت: «عبادت»، «تبرک»، «چشمه آب»، «نماز صبح»، «غنچه‌ها کی باز می‌شوند؟»، «بوی صبح، بوی باران» و «یک شب پر از نور» نام برخی از داستان‌های این کتاب است.

کتاب «مهربان‌تر از نسیم» در 168 صفحه و با بهای 28000 ریال تا دو هفته دیگر در قفسه کتاب‌فروشی‌ها خواهد بود.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...