«اتریش، پروس و برآمدن آلمان» [Austria, Prussia and The Making of Germany: 1806-1871] اثر جان برویلی [John Breuilly] در قالب مجموعه‌ی «کارگاه تاریخ» نشر نی، توسط بابک محقق ترجمه و منتشر شد.

ریش، پروس و برآمدن آلمان» [Austria, Prussia and The Making of Germany: 1806-1871]  جان برویلی [John Breuilly]

به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی این کتاب در سال 2011 منتشر شده است.

جان برویلی متولد ۱۹۴۶ در انگلستان و استاد ملی گرایی و قومیت در دانشکده اقتصاد لندن است. تخصص پروفسور برویلی در تاریخ مدرن آلمان و تاریخ تطبیقی ​​اروپای مدرن نهفته است. او همچنین درگیر تاریخ مدرن شهری، تاریخ سوسیالیسم و ​​لیبرالیسم، تاریخ فرهنگ بورژوایی و تاریخ و نظریه ناسیونالیسم و ​​مدرنیزاسیون است. علایق پژوهشی برویلی عبارتند از: «ناسیونالیسم و ​​قومیت، تاریخ مدرن آلمان، تاریخ فرهنگی شهری در اروپای قرن نوزدهم، لیبرالیسم مدرن».

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

بسیاری گمان می‌برند که تشکیل دولت ملی آلمان در ۱۸۷۱ صرفاً حاصل اقتدار پروس و تبلور ناسیونالیسم آلمانی بوده است. در این کتاب جان برویلی، استاد رشته‌ی ناسیونالیسم و قومیت‌شناسی در دانشگاه اقتصاد لندن، نشان می‌دهد که عواملی بس پیچیده‌تر را نیز باید در نظر گرفت: نقش‌آفرینی اتریش که در بخش عمده‌ای از قرن نوزدهم حاکم بر اراضی آلمان بود؛ الزامات اقتصادی و در رأس آن تأسیس اتحادیه‌ی گمرکی؛ تأثیرگذاری دولت‌های «متوسط» و، مهم‌تر از همه، دوره‌ی سی‌ساله‌ی همکاری و سپس رقابت خصمانه‌ی اتریش و پروس که به جنگ ۱۸۶۶ و استیلای پروس منتهی شد.

«اتریش، پروس و برآمدن آلمان» اثر جان برویلی در 341 صفحه و قیمت 110 هزار تومان منتشر و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...