کتاب «مشروطه به روایت کسروی» به کوشش مهدی نورمحمدی به چاپ رسید.

مشروطه به روایت کسروی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب دارای ۲۰۱ مدخل در شرح مجاهدان مشهور و گمنام مشروطه، بدخواهان مشروطه و عکس‌ها و اسناد تاریخی درباره مشروطه با قیمت ۷۵هزار تومان در نشر علم به چاپ رسیده است.

در معرفی «مشروطه به روایت کسروی» عنوان شده است: احمد کسروی (۱۲۶۹ – ۱۳۲۴ خورشیدی) درباره انقلاب مشروطیت صاحب دو اثر به نام «تاریخ مشروطه ایران» و «تاریخ هجده ساله آذربایجان» است که از مهم‌ترین مدارک و منابع مربوط به مطالعات مشروطه محسوب می­‌شود و همواره مرجع پژوهشگرانِ این عرصه بوده است. با این وجود از بدو انتشار تاکنون، نظرات متفاوتی در موافقت و مخالفت با این دو کتاب ابراز شده است.

کتاب «مشروطه به روایت کسروی» بر اساس یادداشت­‌های کسروی در روزنامه «پرچم» در سال­‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۲۱ خورشیدی فراهم آمده و سومین اثر او درباره مشروطیت است که برای اولین‌بار در قالب کتاب به چاپ رسیده است.

یادداشت‌­های کسروی در روزنامه «پرچم» درباره رجال و حوادث انقلاب مشروطه که ارکان و ساختار کتاب حاضر را تشکیل می‌دهد، شامل شش موضوع است:
۱- هواخواهان مشروطه ۲- بدخواهان مشروطه ۳- گروه سوم ۴- یک سند تاریخی ۵ یک عکس تاریخی ۶- از این‌جا و از آن‌جا

این اثر علاوه بر این‌که خلاصه کتاب­‌های «تاریخ مشروطه ایران» و «تاریخ هجده‌ساله آذربایجان» است، ادامه و تکمله کتاب­‌های یادشده نیز به شمار می­‌آید، زیرا دارای تفاوت­‌ها، افزوده­‌ها، داوری­‌ها، اظهارنظرها و توضیحاتی است که در آن کتاب‌ها نیامده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...