کتاب «آواره دره یمگان» شامل رمان زندگی ناصرخسرو قبادیانی نوشته محمدرضا توکلی صابری توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شد.

رمان زندگی ناصرخسرو: آواره دره یمگان محمدرضا توکلی صابری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ناصرخسرو قبادیانی، حکیم، شاعر و فیلسوف ایرانی است که علاوه بر تسلط بر علم ریاضی، به جهانگردی هم پرداخته و سفرنامه مهمی از سفرهایش نوشته است. او یکی از شخصیت‌های برجسته علمی و فرهنگی ایران در قرن پنجم هجری است. ناصرخسرو دو دوره مهم در زندگی دارد که یک‌تحول مهم بین‌شان قرار دارد. این‌تحول باعث شد او در ۴۲ سالگی از دبیری شراب‌خوار و لذت‌جو در دربار پادشاهان، تبدیل به شوریده‌ای شود که به‌مدت ۷ سال در سفر بود.

این‌ شاعر شیعه، پس از انجام سفرش، تبدیل به یک مبارز اجتماعی سیاسی شد و با مقامات سیاسی که از دین سوءاستفاده می‌کردند، به مقابله پرداخت. همین‌مبارزه باعث شد دشمنانش در نهایت قصد جانش را بکنند. در نتیجه ناصرخسرو از بلخ خارج شده و به دره یمگان در منطقه کوهستانی بدخشان پناه برد. او با ورود به این‌منطقه نوشتن و سرودن را ادامه داد.

محمدرضا توکلی صابری نویسنده کتاب «آواره دره یمگان» در این‌اثر به شرح و روایت داستانی اتفاقات مورد اشاره از زندگی ناصر خسرو پرداخته است. او همزمان با هزارمین سالروز میلاد ناصرخسرو به همان‌سفری رفت که ناصرخسرو رفته بود و در پایان این‌سفر طولانی، گزارشی از سفر خود نوشت که تحت عنوان «سفر برگذشتنی» منتشر شد. صابری در ادامه به زیارت مزار ناصرخسرو در منطقه بدخشان رفت و گزارش این‌سفرش را هم در کتاب «سفر دیدار» به‌طور مکتوب ارائه کرد. تصحیح قدیمی‌ترین نسخه سفرنامه ناصرخسرو در هند از دیگر خدماتی است که این‌پژوهشگر در زمینه زندگی و آثار ناصرخسرو دارد.

رمان «آواره دره یمگان» با ۳۹۴ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...