رمان «گره باز» نوشته لیلا عباسعلی‌زاده توسط انتشارات کتابستان منتشر شد.

گره باز لیلا عباسعلی‌زاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، رمان «گره باز» نوشته لیلا عباسعلی‌زاده در ۲۵۲ صفحه و بهای ۵۶ هزار تومان منتشر شد. داستان گرهِ باز، داستان گمشده‌هاست. داستان برادری چهل و چند ساله که گمشده، پدری که چهل سال پیش گم شده و خواهرانی که در روزمرگی گم شده‌اند. اما گم شدن برادر، همه را جمع می‌کند. خواهران تصمیم گرفته‌اند خودشان را از این گم‌گشتگی نجات دهند و برادرشان را هم پیدا کنند.

داستان از مشهد شروع می‌شود و به نیشابور می‌رسد اما همه ماجرا در نیشابور جمع نمی‌شود. آنها در زمان و مکان جابه‌جا می‌شوند. به خوزستان سال ۵۹ می‌روند تا گره زندگی‌شان را باز کنند. اما واقعاً گره بسته است؟

داستانی که لیلا عباسعلی‌زاده نوشته، داستانی است خانوادگی که در زمان به عقب می‌رود و از عشق و جنگ و دفاع و خانواده می‌گوید. از حفظ کردن کانون خانواده، از حس و حال باهم بودن، از تلاش برای حفظ کردن پیوندها. گرهِ باز، یک عاشقانه خانوادگی است که تلاش‌های مردم این وطن در کوران جنگ را به خوبی نشان داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...