«گردان قاطرچی‌ها» اثر داوود امیریان کتابی که برای نوجوانان روایتی طنز از روزهای جنگ و نوجوانان کم سن و سالی که به جنگ می‌رفتند می‌گوید به چاپ نوزدهم رسید.

گردان قاطرچی‌ها داوود امیریان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر «گردان قاطرچی‌ها» کتابی برای نوجوانان است که با روایتی طنز از روزهای جنگ و نوجوانان کم سن و سالی که به جنگ می‌رفتند سخن می‌گوید.

قصه‌ گردانی که وظیفه‌اش نگهداری از قاطرهایی برای حمل آذوقه و مهمات مورد نیاز رزمندگان به ارتفاعات کردستان است. افراد گردان در کنار این قاطرها داستان‌های خنده‌داری می‌سازند و در طی مانورها و عملیات‌های مختلف هر کدام تجربیات و سختی‌های مختلفی را پشت سر می‌گذراند.
نویسنده کتاب آقای داوود امیریان در غالب اتفاقات خنده‌دار وقایع جنگ را به صورتی دلنشین برای نوجوانان تعریف می‌کند و شجاعت نوجوانان آن دوران را بیان می‌کند که با سن پایین از جنگ و جبهه نمی‌ترسیدند و برای شهادت هم آماده بودند. البته با توجه به مخاطبان کتاب، تلخی و سختی‌های جنگ کمتر نشان داده شده و بیشتر بر روی کمدی بودن اتفاقات تمرکز شده است.

کتاب «گردان قاطرچی‌ها» در دوازدهمین دوره جایزه شهید غنی پور (بخش داستان نوجوان با موضوع آزاد) به عنوان کتاب سال معرفی شد.

این کتاب در شمارگان هزار نسخه و 272 صفحه با قیمت 45هزار تومان توسط انتشارات کتابستان روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌مهری و خیانت مادر به پدر، خانواده را دچار تشنج می‌کند. موجب می‌شود آلیسا نفرت عمیقی از عشق زمینی پیدا کند. آلیسا برای رفع این عقده به عشق آسمانی پناه می‌برد و نافرجامی برای خود و ژروم و ژولیت به بار می‌آورد... بکوشید از در تنگ داخل شوید. دری که به تباهی منتهی می‌شود، فراخ و راه آن گسترده است زیرا دری که به حیات منتهی می‌شود، تنگ است. برای ژروم این در همان در اتاق آلیسا است ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...