«کتاب گری» با هدف تجربه تولید کتاب در یک روز، در اصفهان آغاز به کار کرد.

کتاب گری تجربه تولید کتاب در یک روز،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایبنا، «کتاب گری» با هدف تجربه تولید کتاب در یک روز، در اصفهان آغاز به کار کرد. اولین رویداد این مجموعه، امروز عصر، ساعت 16 با حضور مجتبی شاهمرادی مدیر نشر آرما، در خانه هنرمندان اصفهان برگزار می‌شود.

«کتاب گری» که با شعار «کتابگری با طعم پیتزا» و «تجربه تولید کتاب در یک روز» آغاز به کار کرده است، در این رویداد قرار است شرکت کنندگان از صبح تا بعد از ظهر که حاضر می‌شوند فرایند تولید یک کتاب را با هم تجربه کنند. از ترجمه، ویراستاری، صفحه‌آرایی، به چاپ رسیدن آن کتاب تا عصر همه شرکت کنندگان از آن کتاب رونمایی کنند.

هدف این رویداد این است که هر ماه برگزار شود و بسته به شرایط اجتماعی و تناسب‌های تقویمی «تم» رویداد متفاوت خواهد بود. آغاز این مجموعه رویداد با هدف کارآفرینی و استارتاپ است.

پیش رویدادی برای همین موضوع مطرح است که هم بحث اقتصاد محتوا باشد و هم این که داستان یک کتاب از صفر تا صد به چه شکل قرار است برگزار شود. این رویداد با کمک دغدغه‌مندان حوزه کتاب مداوم و ادامه‌دار خواهد بود.

یادآوری می‌شود، این رویداد در مجموعه نشریار برنامه‌ریزی شده و قصد دارد تا هویتی مستقل از مجموعه‌ای دیگر با عنوان «کتاب‌گری» داشته باشد. نشریار یک استارت‌اپ است که در حال فعالیت در حوزه نشر است. یک پلتفرم آنلاین تولید کتاب است و تمامی خدمات چاپ یک کتاب را به صورت آنلاین انجام می‌دهد.

همچنین به دلیل هم‌افزایی این استارت‌اپ، رویداد به صورت مشترک با شتاب دهنده «هنر و رسانه کاما» که به تازگی در خانه هنرمندان اصفهان افتتاح شده آغاز به کار کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...