«عکس‌های خوب، عکس‌های بد» (امنیت کودکان در مقابل هرزه‌نگاری) [Good Pictures Bad Pictures: Porn-Proofing Today's Young Kids] نوشته کریستین ای ژانسون [Kristen A. Jenson] با ترجمه جواد کریمی منتشر شد.

عکس‌های خوب، عکس‌های بد» (امنیت کودکان در مقابل هرزه‌نگاری) [Good Pictures Bad Pictures: Porn-Proofing Today's Young Kids]  کریستین ای ژانسون [Kristen A. Jenson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب با موضوع تربیت جنسی با قیمت ۴۰ هزار تومان برای گروه سنی ۹ تا ۱۵ سال در انتشارات کتاب نردبان راهی بازار کتاب شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: کتاب «عکس‌های خوب، عکس‌های بد» کتابی‌ است که خواندنش برای هر دختر و پسر نوجوانی ضروری است. در این کتاب، نوجوان ضمن گفت‌وگویی با مادرش، با مفهوم هرزه‌نگاری آشنا شده و سپس درباره دو بخش احساسی و منطقی مغز و نحوه اعتیاد به تصاویر مستهجن اطلاعاتی به دست می‌آورد و در آخر راه‌های فرار از سم هرزه‌نگاری را یاد می‌گیرد.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: مامان گفت: «می‌خواهم با تو درباره موضوع مهمی حرف بزنم. آلبوم ما پر از عکس‌های خوب است که یادمان می‌اندازد که خانواده و دوستانمان چقدر برایمان مهم‌اند. ولی می‌دانی که عکس‌های بد هم وجود دارند؟»
سرم را به علامت نه تکان دادم و گفتم: «منظورتان از عکس‌های بد چیست؟»
مامان آلبوم را بست، به من نگاه کرد و گفت: «منظورم هرزه‌نگاری است؛ یعنی عکس‌های بدی که به آن‌ها عکس مستهجن هم می‌گوییم.»
پرسیدم: «هرزه‌نگاری دیگر یعنی چه؟»
مامان گفت: «هرزه‌نگاری یعنی عکس یا فیلم یا کارتون‌هایی که در آن‌ها مردم لباس‌های کمی پوشیده‌اند یا اصلا لباس نپوشیده‌اند. تا حالا عکس یا فیلم اینطوری دیده‌ای؟...»

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...