به گزارش ایسنا، «راهنمای فرزندپروری در عصر دیجیتال» براساس تجربیات علی‌محمد رجبی مدیرِ وب‌سایت «خانواده و اینترنت» و معاون آموزش انجمن سواد رسانه‌ای ایران در تعامل با والدین و نوجوانان در کارگاه‌های آموزشی، تالیف و گردآوری شده است.

در معرفی این کتاب عنوان شده است: رجبی در این کتاب سعی کرده به زبانی ساده و کاربردی با استفاده از محتوای چندرسانه‌ای مهمترین خطرات پیش روی کودکان و نوجوانان در فضای مجازی را به والدین معرفی کند و متناسب با هر موضوع راهکارهای پیشگیری و کنترل دامنه آسیب را آموزش دهد.

خواننده کتاب با موضوعاتی مانند اعتیاد اینترنتی، بازی‌های رایانه‌ای، دوستی‌های اینترنتی، رفتارهای بیمارگونه در شبکه‌های اجتماعی، رابطه فضای مجازی و اعتیاد به مواد مخدر، سواد رسانه‌ای، شیوه‌های آشنایی کودکان با سواد رسانه‌ای، مخاطرات فضای مجازی برای امنیت و حریم خصوصی کودکان و نوجوانان و راهکارهای پیشگیری و کنترل آن‌ها آشنا می‌شود.
 
فناوری اطلاعات و اینترنت دنیای جدیدی برای ما ساخته‌اند؛ دنیایی پر از نوآوری و خلاقیت، دنیایی که در آن تعاریف سنتی ارتباطات تغییر کرده و هر روز شاهد ظهور پدیدهای جدید هستیم؛ پدیده‌هایی که هرکدام می‌توانند در سبک و شیوه زندگی ما تأثیرگذار باشند و ما را مجبور کنند که خود را با آن‌ها تطبیق دهیم.

موبایل‌های هوشمند، بازی‌های رایانه‌ای، رسانه‌های اجتماعی و بسیاری پدیده‌های جدید با زندگی ما آمیخته‌اند و جنبه تازه‌ای به زندگی ما افزوده‌اند؛ وجهی که ما به آن فضای مجازی یا دنیای سایبری می‌گوییم.

فضای مجازی در کنار همه فواید و محاسن خود، مانند سایر پدیده‌های عالم، مخاطرات و آسیب‌هایی نیز به همراه دارد و در این بین، کودکان و نوجوانان بیش از دیگر اقشار به آن وابستگی پیدا کرده‌اند. متأسفانه زیادند والدینی که به دلیل شکاف بین نسلی و ناآشنایی با فناوری، به جنبه‌های تاریک فضای مجازی آشنایی ندارند و قدرت و مهارت همراهی فرزندان خود را از دست داده‌اند.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...