کتاب «فیزیک در ایران: گذشته و حال» نوشته محمد اخوان در دو جلد توسط موسسه انتشارات علمی دانشگاه صنعتی شریف منتشر شد.

فیزیک در ایران: گذشته و حال» نوشته محمد اخوان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «فیزیک در ایران: گذشته و حال» نوشته محمد اخوان در دو جلد توسط موسسه انتشارات علمی دانشگاه صنعتی شریف با تایید و اجازه فرهنگستان علوم و به‌مناسبت گرامیداشت سال جهانی علوم پایه برای توسعه پایدار (۲۰۲۲) منتشر شد.

هدف از نگارش کتاب «فیزیک در ایران: گذشته و حال»، پژوهش در دانش فیزیک در ایران است یعنی یافتن همه نشانه‌هایی که جای پای فرهنگ گذشته سرزمین ایران را در زمینه دانش فیزیک تا زمان کنونی نشان دهند و سیر تحول این علم را در ایران آشکار کنند. آقای دکتر محمد اخوان استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و عضو شاخه فیزیک گروه علوم پایه فرهنگستان علوم مولف این اثر است.

کتاب «فیزیک در ایران؛ گذشته و حال» در ۲ جلد و ۴ فصل و دوره زمانی نوشته شده است. در ابتدای کتاب نیز چکیده و پیشگفتار مولف آمده است. فصول کتاب به ترتیب دوره‌های زمانی ذیل بررسی شده‌اند:

فصل ۱: از دوره ایران باستان تا تاسیس مدرسه دارالفنون در سال ۱۲۳۰
فصل ۲: از تاسیس مدرسه دارالفنون تا تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳
فصل ۳: از تاسیس دانشگاه تهران تا رخداد انقلاب در سال ۱۳۵۷
فصل ۴: از رخداد انقلاب تا زمان حال

مجموعه دو جلدی «فیزیک در ایران: گذشته و حال» منتشر شد

همچنین فهرست کتابهای فیزیک و شاخه‌های آن تالیف نویسندگان ایرانی از گذشته تا زمان حال، در پیوست جداگانه‌ای آورده شده‌اند. فصلهای ۱ و ۲ کتاب، مربوط به ایران باستان تا پایان دوره قاجار، در جلد ۱ و فصلهای ۳ و ۴ کتاب، مربوط به پایان دوره قاجار تا زمان حال به همراه پیوست فهرست کتابها، در جلد ۲ آورده شده‌اند.

بیشتر کار پژوهشی منتج به این اثر، در لوای طرحی پژوهشی در شاخه فیزیک گروه علوم پایه فرهنگستان علوم انجام شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...