حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی که با حضور مسعود پزشکیان رئیس جمهور و جمعی از مدیران و محققان برجسته علوم انسانی سه شنبه ۲۷ آذرماه در سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی برگزار شد، ضمن خیر مقدم به مهمانان حاضر در این مراسم رئیس جمهور محترم و محققان و پژوهشگران سرافراز کشور، گفت: توسعه عمیق همه جانبه، موزن، عادلانه و پایدار منوط به توسعه علمی است. در این میان جهت‌دهی تفسیر جهان آینده‌پژوهی بر فهم مسئله بر عهده علوم انسانی است.

حسین سیمایی صراف

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایکنا؛ وزیر علوم افزود: دانشجویان و طلاب، اساتید بسیاری را دیده‌اند که علاقه به تحقیق دارند اما شرایط اقتصادی نامناسب این فرصت را نمی‌دهد که به این مهم بپردازند. باید توجه کرد که توسعه عمیق و متوازن منوط و مشروط به توسعه علوم انسانی است. عدالت، آزادی، استقلال، جمهوریت، اخلاق، فضیلت و... همگی از محصولات علوم انسانی هستند و بخش بزرگی از مشکلات ما بدون علوم انسانی قابل فهم و قابل حل نیستند.

سیمایی صراف اظهار کرد: ما هنوز در کشور به این باور نرسیدیم که علوم انسانی حلال مشکلات جامعه است. باید بدانیم که توسعه بدون علوم انسانی ناممکن است. اگر امروز بشر در آرامش است البته به استثنای سال اخیر، محصول تلاش‌های بزرگان علوم انسانی است. فارابی بزرگ تلاش کرد تا فلسفه را به سیاست نزدیک کند.

وی ادامه داد: امروز علوم انسانی برای چالش‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی راهکار دارد اما آیا این اعتقاد در بین مدیران ما به علوم انسانی وجود دارد که از راهکارهای علوم انسانی بهره ببرند؟ علوم انسانی به ما آموخته است که برای پیشرفت باید نهادها و نیروی انسانی توانمند باشند؛ جامعه در حال فقیر شدن نمی‌تواند با تفاهم به این توانمندی‌ها برسد و جامعه‌ای که توان حل مسئله را از دست دهد توسعه نمی‌یابد.

اصرار بر سیاست‌های ناکام!
وزیر علوم تأکید کرد: همانطور که قوانین پایانی دارند سیاست‌ها نیز پایانی دارند؛ خوب است که به پژوهشگاه‌هایی که به این موضوعات می‌پردازند و سیاست‌ها و قوانین ناکارآمد را اعلام می‌کنند توجه کنیم. بدانیم که ناکامی یک سیاست فی‌نفسه عار نیست اصرار بر یک سیاست ناکام عار است. باید شنوا باشیم و صدای رسای علم آزاد را بشنویم. حکمرانی علمی یعنی پایان سیاست فیلترینگ و اعلام ناکارآمدی سیاست برخورد سخت افزاری با حجاب.

سیمایی صراف با بیان اینکه علوم انسانی از آسیب نیز خالی نمانده است گفت: نظام ارزیابی نامتناسب سبب شده تا کمی گرایی افزایش یابد و کیفیت فدا شود و باعث شود بسیاری از پژوهش‌ها غیرکاربردی باشند و اثر بخشی لازم را نداشته باشند البته علوم انسانی متنوع است و نمی‌توان به دیدگاه کاربردی به همه تحقیقات توجه کرد.

وزیر علوم با بیان اینکه علوم انسانی در انتخاب، ارزیابی و پایان سیاست‌ها امام است گفت: اصحاب علوم انسانی از شما آقای رئیس جمهور و گفتمان وفاق حمایت بسیاری کردند؛ دستان علوم انسانی را بفشارید و از آن حمایت کنید.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...