سه اثر تازه از مجموعه آثار برگزیده جایزه ادبی «اُ هنری» توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات کتاب نیستان در ادامه انتشار مجموعه یکصد جلدی داستان‌های برگزیده جایزه ادبی «اُ هنری» سه کتاب تازه از این مجموعه شامل آثار منتخب جایزه طی سال‌های ۱۹۸۳، ۱۹۹۵ و ۲۰۱۷ را منتشر کرد.

یک چیز خوب کوچولو و 2 مجموعه داستان دیگر

کتاب «یک گفتگوی خوب با چارلی» با ترجمه علی فامیان شامل ده داستان کوتاه از آثار منتخب این جایزه در سال ۱۹۹۵ است. در میان داستان‌های این کتاب نام نویسندگانی چون جان آپدایک، الیزابت هاردویک، مایکل بایرز، دبرا آیزنبرگ، جالرز باکستر و… به چشم می‌خورد.

در مقدمه این اثر که از سوی سرویراستار این دوره از این جایزه ادبی تألیف شده است عنوان شده که این مجموعه هفتاد و هفتمین اثری است که در این قالب از سوی جایزه «اُهنری» و بنیاد آن در دست تولید قرار گرفته است که شامل آثاری است که در مجلات آمریکا و کانادا منتشرشده است.
کتاب نیستان این مجموعه داستان را در ۲۵۱ صفحه با قیمت ۵۳ هزار تومان منتشر کرده است.

کتاب «آنقدر خوب که نمی‌تواند واقعی باشد» نیز شامل شامل داستان‌های برگزیده جایزه ادبی «اُ هنری» در سال ۱۹۹۷ با ترجمه مائده رحماندوست منتشر شده است.
در کتاب فوق ۱۷ داستان کوتاه از نویسندگانی چون میشل هانیون، جونیو پلانکت، آلان روسی، پائولا پرونی، ماری لاچیپل، جوزف اونیل، شروتی سوامی، میث ایسنر، هیتر مانلی و… ترجمه و منتشر شده است.

کتاب نیستان این مجموعه داستان را در ۲۵۱ صفحه با قیمت ۵۳ هزار تومان منتشر کرده است.

کتاب «یک چیز خوب کوچولو» نیز گزیده‌ای از داستان‌های برگزیده این رویداد در سال ۱۹۸۳ است که با ترجمه لیدا طرزی منتشر شده است.
در این کتاب داستان‌هایی کوتاه از ریموند کارور و جان آپدایک نیز در کنار سایر آثار نویسندگان منتخب جایزه قرار دارد. آنچه درباره این اثر و داستان‌های آن بیش از هر چیز مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد شگفت‌انگیز بودن هر داستان در عین عدم ارتباط موضوعی و محتوایی آنها با یکدیگر است.

انتشارات کتاب نیستان این مجموعه داستان را در ۱۱۹ صفحه و با قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...