یکشنبه 27 دی ماه سالروز تولد نویسنده بزرگ روس، «آنتوان چخوف» است. به همین مناسبت تئاتر «همپستد» لندن ‏طی شش روز صد‌و‌پنجاهمین سالگرد تولد او را جشن می‌گیرد.‏

چخوف


به گزارش سایت ایران تئاتر، تئاتر «همپستد» از 28 دی تا 3 بهمن ماه برنامه‌هایی را با حضور اهالی تئاتر انگلیس ‏ترتیب داده است.

دو تن از بهترین بازیگران انگلیس، «مایکل پنینگتن» و «روزاموند بارتلت» که چخوف‌شناس هستند، یک ‏مجموعه از کارهای چخوف را در این تئاتر به نمایش در ‌می‌آورند.

درآمد حاصل از فروش بلیط این نمایش‌ها ‏صرف بازسازی خانه‌ای در «یالتا» (شهری واقع در جنوب اکراین) خواهد شد که چخوف در آن نمایشنامه‌های «سه ‏خواهر» و «باغ آلبالو» را نوشت و اکنون به شدت نیازمند بازسازی است.

طی این شش روز، نویسندگان و ‏کارگردانان مطرح انگلیس، ‌نمایشنامه‌ها و داستان‌های مورد علاقه‌شان را از میان آثار «چخوف» انتخاب کرده و در ‏کنار نمایشنامه‌خوانی و اجرای آن‌ها، به بحث درباره‌ی این آثار خواهند پرداخت.

«مایکل پنینگتن» نیز یک نمایش تک ‏نفره درباره‌ی خود چخوف اجرا خواهد کرد.‏

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...