روث اوزکی [Ruth Ozeki] که در ایران با رمان «افسانه اکنون» شناخته می‌شود، جایزه ادبیات داستانی زنان سال ۲۰۲۲ را از آن خود کرد.

روث اوزکی [Ruth Ozeki] «کتاب چیستی و پوچی» (The Book of Form and Emptiness)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، روث اوزکی با چهارمین رمان خود که «کتاب چیستی و پوچی» (The Book of Form and Emptiness) نام دارد، برنده جایزه ادبیات داستانی زنان در سال ۲۰۲۲ شد.

این نویسنده و فیلمساز آمریکایی-کانادایی برای رمانی برنده این جایزه ۳۰ هزار پوندی شده که به گفته هیات داوران جایزه در نگارش، صمیمیت، هوشمندی، طنز و تلخی برجسته و ممتاز است.

کتاب چیستی و پوچی درباره ینی اوه ۱۴ ساله است که پس از مرگ پدرش شروع به شنیدن صدای اسباب و اثاثیه خانه می‌کند و وقتی صداها بلند و بلندتر می‌شوند به سکوت یک کتابخانه بزرگ عمومی پناه می برد. این نوجوان در کتابخانه با چند فرد عجیب و غریب آشنا می شود که به او یاد می‌دهند تنها به صدای چیزهایی که اهمیت دارد، گوش دهد.

کتاب چیستی و پوچی با ۵۶۰ صفحه طولانی‌ترین کتاب موجود در فهرست کوتاه جایزه ادبیات داستانی زنان ۲۰۲۲ بود و برای رسیدن به این جایزه با آثاری چون نانی که شیطان ورز داد نوشته لیزا آلن آگوستینی، حکم اثر لوئیس اردریچ، رنج و سعادت از مگ میسون، جزیره درختان گمشده نوشته الیف شافاک و حلقه بزرگ اثر مگی شیپ استد رقابت کرد.

روث اوزکی ۶۶ ساله در فیلم‌ها و رمان‌های خود می‌کوشد روایت شخصی را با معضلات اجتماعی ادغام کند و به موضوعاتی چون علم، فناوری، سیاست‌های زیست محیطی، نژاد، دین، جنگ و فرهنگ عامه بپردازد. رمان‌های اوزکی تاکنون به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده‌اند. ترجمه فارسی رمان افسانه اکنون از این نویسنده توسط انتشارات نیماژ چاپ روانه بازار کتاب شده است.

جایزه ادبیات داستانی زنان از سال ۱۹۹۶ هرساله به بهترین رمان انگلیسی سال نوشته یک نویسنده زن که در کشور انگلیس منتشر شده باشد، اهدا می شود.

این جایزه ادبی سال گذشته برای دنباله رمان جاناتان استرنج و آقای نورل به سوزانا کلارک رسید. زادی اسمیت، مادلین میلر، الی اسمیت و کامیلا شمسی از دیگر برندگان این جایزه هستند.

................ هر روز با کتاب ................

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...