«یادداشت‌هایی درباره غزلواره‌ها» [Notes on the Sonnets] جایزه ده‌هزار پوندی بهترین مجموعه شعر را از آن خود کرد و «کالب فمی» و «نیکول سیلی» در بخش‌های دیگر به مقام برتر رسیدند.

یادداشت‌هایی درباره غزلواره‌ها» [Notes on the Sonnets] لوک کنارد [Luke Kennard]  جایزه فوروارد [Forward Prizes for Poetry 2021]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، لوک کنارد [Luke Kennard] به خاطر پاسخ آنارشیستی به غزلواره‌های شکسپیر برنده جایزه فوروارد [Forward Prizes for Poetry 2021] شد؛ اثری که داوران پیش‌بینی می‌کنند می‌تواند رابطه دانش‌آموزان با ویلیام شکسپیر را دگرگون کند.

«یادداشت‌هایی درباره غزلواره‌ها» -که توسط خانه نشر کوچک «پِند این ده مارجینز» منتشر شد- شامگاه یکشنبه در لندن جایزه معتبر ده‌هزار پوندی فوروارد را با غلبه بر رقیبانی نظیر کایو چینگونی و تیشانی دوشی، از آن خود کرد. این کتاب مجموعه‌ای از اشعار نثر در پاسخ به شکسپیر است که در یک مهمانی خانگی ناخوشایند اتفاق می‌افتد و با خطی از غزل‌های او آغاز می‌شود. داوران شیوه ثبت عوامل آزارنده تعامل انسانی و ماهیت تغییرپذیر عشق توسط این اثر را تحسین کردند.

شیوانی راملوچان، شاعر و داور این جایزه گفت: «این دعوتی است برای پیوند عصر ما با شیوه انعطاف‌ناپذیری که بسیاری از دانش‌آموزان مجبور به مطالعه شکسپیر هستند. این کتاب می‌تواند این رابطه را به شکلی عمیق، جالب و تکان‌دهنده دگرگون کند.»

کنارد می‌گوید قطعه آغازین را در یک مهمانی نوشت. او گفت: «بعد متوجه شدم که شیفته پاسخ‌دادن به همه ۱۵۴ غزلواره او شده‌ام. عموما فقط چند بار سونِت اصلی را می‌خواندم و بعد افکارم را می‌نوشتم که بعد تبدیل به این روایت عجیب و رویاگون در همان مهمانی شد.» او پیش از این در سال ۲۰۰۷ نیز در فهرست کوتاه جایزه فوروارد قرار گرفته بود.

در مراسم یکشنبه‌ شب کالب فمی جایزه پنج‌هزار پوندی بهترین مجموعه شعر اول شاعر را برای «فقیر» از آن خود کرد. کاوشی پیرامون زندگی در منطقه پکام لندن که شامل عکس‌های گرفته‌شده توسط خود شاعر و همچنین شعری است که او به دمیلولا تیلور، دانش‌آموزی که سال ۲۰۰۰ به قتل رسید، تقدیم کرده است. این شاعر ۳۱‌ساله گفت: «قصد داشتم زندگی و زمانه جامعه‌ام در شمال پکام را به تصویر بکشم و اثرگذاری معماری و سیاست‌های اجتماعی بر زندگی بسیاری از جوامع طبقه کارگر نظیر خودم را بررسی کنم.»

پاسکال پتیت، شاعر و از داوران این جایزه گفت: «اولین مجموعه شعر فمی آن‌قدر حیرت‌انگیز و نوآورانه بود که از صفحه اول توجهم را جلب و با مهارتش مبهوتم کرد.»

جایزه هزار پوندی برای بهترین تک‌شعر به شعر «گزارش فرگوسن» نیکول سیلی تعلق گرفت. او -که برای این مراسم از امریکا به انگلیس رفت- به گفته داوران از ابهام‌های خفقان‌آور گزارش تیراندازی مرگبار مایکل براون توسط نیروهای پلیس فرگوسن در میزوری برای خلق لحظه‌های جدیدی از زیبایی غنایی و تعمق استفاده کرده و بر تمام آنچه این گزارش تلاش در پنهان‌ساختن داشته، نور تابانده است.

جیمز ناتی -که ریاست هیات داوران امسال را برعهده داشت- گفت: «آثار برنده نشان می‌دهد که تخیل شاعرانه تماما درون‌نگرانه نیست. با اینکه عمیق است؛ اما جسورانه و در جاه‌طلبی، بدون مرز است؛ و همه جنبه‌های زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد: امیدها و ترس‌های خودمان، جوامعمان و جهانی گسترده‌تر که اغلب گیج‌کننده و غالب به نظر می‌رسد. این شاعران مسیرهایی به سمت عمیق‌ترین احساسات را پیدا کرده و نقاط مهمی را کشف می‌کنند که خواننده (یا شنونده) را به جای دیگری می‌برد. در دست آنها ما طور دیگری به دنیا نگاه می‌کنیم. این لحظه‌ای برای شعر است که تمام این شاعران ارائه می‌دهند.»

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...