مجموعه‌ای از غزل امروز شامل غزل هایی از امام(ره)، علامه محمد حسین طباطبایی و شاعرانی دیگر به انتخاب اکبر بهادروند، با عنوان «تبسم یک قافله آه» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. "انتظار" ، "لب دوست" و "طبیب عشق" سه غزل امام (ره) هستند که در این مجموعه به چاپ رسیده اند. "انتظار" همان غزلی است که با این بیت مشهور به پایان می رسد : سال ها می گذرد حادثه ها می آید/ انتظار فرج از نیمه خرداد کشم. این مجموعه شامل گزیده‌ای از غزل‌های نزدیک به 90 تن از غزل سرایان معاصر است.

در این مجموعه از هر شاعر، یک یا حداکثر دو غزل انتخاب شده. انتشار  غزل‌های زیبایی از امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی، در کنار اشعاری از غزل سرایان جوان امروز، در یک مجموعه، تجربه تازه‌ای است که بهادروند انجام داده است.

یکی از دو غزل علامه طباطبایی نیز، غزل معروف "کیش مهر" و دیگری، "مهر خوبان" است: مهر خوبان دل و دین از همه بی‌پروا برد/ رخ شطرنج نبرد آن چه رخ زیبا برد/ تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت/ از سمک(ماهی) تا به سهایش کشش لیلا برد.

"تبسم یک قافله آه" را انتشارات سوره مهر در شمارگان 1800 نسخه و با قیمت 3500 تومان منتشر کرده است.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...