مجموعه‌ای از غزل امروز شامل غزل هایی از امام(ره)، علامه محمد حسین طباطبایی و شاعرانی دیگر به انتخاب اکبر بهادروند، با عنوان «تبسم یک قافله آه» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. "انتظار" ، "لب دوست" و "طبیب عشق" سه غزل امام (ره) هستند که در این مجموعه به چاپ رسیده اند. "انتظار" همان غزلی است که با این بیت مشهور به پایان می رسد : سال ها می گذرد حادثه ها می آید/ انتظار فرج از نیمه خرداد کشم. این مجموعه شامل گزیده‌ای از غزل‌های نزدیک به 90 تن از غزل سرایان معاصر است.

در این مجموعه از هر شاعر، یک یا حداکثر دو غزل انتخاب شده. انتشار  غزل‌های زیبایی از امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی، در کنار اشعاری از غزل سرایان جوان امروز، در یک مجموعه، تجربه تازه‌ای است که بهادروند انجام داده است.

یکی از دو غزل علامه طباطبایی نیز، غزل معروف "کیش مهر" و دیگری، "مهر خوبان" است: مهر خوبان دل و دین از همه بی‌پروا برد/ رخ شطرنج نبرد آن چه رخ زیبا برد/ تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت/ از سمک(ماهی) تا به سهایش کشش لیلا برد.

"تبسم یک قافله آه" را انتشارات سوره مهر در شمارگان 1800 نسخه و با قیمت 3500 تومان منتشر کرده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...