کتاب «اطاق آبی» نوشته سهراب سپهری توسط انتشارات سروش به چاپ چهاردهم رسید.

اطاق آبی سهراب سپهری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب، آخرین نوشته سهراب سپهری (۱۳۰۷-۱۳۵۹)، شاعر نوپرداز و نقاش ایرانی است که چند سال پس از مرگ او منتشر شد. این کتاب، که در واپسین سال‌های زندگی سپهری نوشته شده، دارای سه بخش مستقل «اطاق آبی»، «معلّم نقاشی ما» و «گفتگو با استاد» است که سه برهه کودکی، جوانی و میان‌سالی او را شامل می‌شود.

«اطاق آبی» یگانه بخشی است که تاریخ نگارش آن (۵ آبان ۱۳۵۵) مشخص است و توصیف اطاقی در انتهای باغ خانه‌ای است که سپهری در دوران کودکی به آن علاقه فراوان داشته است. سپهری ضمن توصیف دقیق اطاق، آن را مکانی نمادین و نمونه کوچک کیهان می‌داند و از درک چنین شباهت‌هایی لذّت می‌برد.

در بخش دوم این‌کتاب، نارسایی‌ها و کاستی‌های نظام آموزشی بیان می‌شود و سپهری خاطرات دوران مدرسه و کلاس درس را با زبانی ساده و طنز نقد می‌کند. در بخش سوم نیز دیدگاه‌های نویسنده درباره مکاتب نقاشی و تاریخچه نقاشی در ایران و ویژگی‌های هنر شرق و غرب و تفاوت‌های آنها بیان شده است. این‌کتاب با تصاویری از دست‌نوشته‌های سپهری و چند طرح و عکس از وی منتشر شده است.

چاپ چهاردهم این‌کتاب با ۷۶ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...
ویلیام بندلر مثل خیلی از مفسران اروپایی که ریشه هر ژانر امروزی را اگر نتوانستند در یونان باستان پیدا کنند، به کتاب مقدس مسیحیان ربط می‌دهند، ریشه داستان‌نویسی جاسوسی را هم به فصل دو از کتاب یوشع انجیل برمی‌گرداند... MI6 بزرگ‌ترین بنگاه تولید نویسندگان بزرگ در ژانر جاسوسی است... تالکین با آن داستان‌های اسطوره‌ای غریب، به‌دلیل همین مهارت‌هایی که در امر اسطوره‌شناسی و زبان‌شناسی داشت، توسط نیروهای امنیتی انگلستان به همکاری دعوت شد. ...