کتاب "روش تحقیق در منطق زیبایی و انسان‌شناسی" آخرین اثر مهرداد اوستا از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ دوم رسید.

به گزارش مهر، کتاب "روش تحقیق در منطق زیبایی و انسان‌شناسی" به کوشش بهروز ایمانی در زمینه انسان‌شناسی و زیبایی‌شناسی در ادبیات در پنج بخش تهیه و تدوین شده است.

ایمانی درباره محتوای این کتاب گفت: اوستا در بخش تأویل و تفسیر داستان طوطی و بازرگان از "مثنوی معنوی" به رمزگشایی و شرح این قصه تمثیلی بر پایه انسان‌شناسی می‌پردازد و بخش پایانی اثر نیز در تأویل و شرح منطق‌‌الطیر عطار نیشابوری است. در نگاه نویسنده عطار در این منظومه به صورت تمثیلی و استعاری از سیر و سفر معنوی خویش می‌گوید.

وی با یادآوری اینکه این اثر آشفته و ناقص بوده و مرحوم اوستا فرصت نیافته بود تا آشفتگیها را سامان دهد توضیح داد: تا حدّی که مقدور بود، پراکندگی‌ها و آشفتگی‌های متن را مرتب، اشتباهات را درست و نواقص را با استفاده از منابع رفع کردم.

کتاب "روش تحقیق در منطق زیبایی و انسان‌شناسی" که دومین اثر  مهرداد اوستا پس از چاپ کتاب "مهر و آتش" (رویارویی آیین میترایی و مزدیسانی در شاهنامه) است در پنج فصل انسان‌شناخت او، شناخت و یا علم، روش تحقیق در منطق توحید، موحّد و تعبیر این اصطلاحات در چشم‌انداز عرفان، تأویل و تفسیر داستان بازرگان و طوطی از مثنوی مولوی و تأویل و شرح منطق‌الطیر عطار نیشابوری به رشته تحریر درآمده است.

"روش تحقیق در منطق زیبایی و انسان‌شناسی" تولید مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری در 312 صفحه، با شمارگان 2500 نسخه و به قیمت 5700 تومان منتشر شده است.

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...