گزیده اشعار گروس عبدالملکیان با ترجمه اصغر علی‌کرمی منتشر و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب شارجه عرضه شد.

گروس عبدالملکیان اصغر علی‌کرمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، گزیده‌ای از اشعار گروس عبدالملکیان با عنوان «جسرُ لا یومل احداً الی بیته» (پلی که هیچکس را به خانه نمی‌رساند) در انتشارات «تکوین» کویت منتشر شد. شعرهای این دفتر، از سوی اصغر علی‌کرمی انتخاب و به عربی ترجمه شده‌اند. این مجموعه شامل ۳۴ قطعه شعر است که از کتاب‌های «رنگ‌های رفته‌ی دنیا»، «حفره‌ها» و «پذیرفتن» گزینش شده است. نشر «تکوین» یکی از ناشران معتبر در جهان ادبیات عرب است که بخش عمده‌ای از فعالیت خود را به انتشار ترجمه آثار شاعران مدرن جهان چون راینر ماریا ریلکه، آنا آخماتووا، سیلویا پلات، فرناندو پسووا و … اختصاص داده و تاکنون از ادبیات ایران کتاب‌هایی را از فروغ فرخزاد و سهراب سپهری به چاپ رسانده است.

طی همین چند روز که از انتشار کتاب «پلی که هیچکس را به خانه نمی‌رساند» می‌گذرد، یادداشت‌هایی در استقبال از این مجموعه منتشر شده، که قسمت‌هایی از آن در زیر آمده است:

محمد ماجد العتابی، شاعر عراقی ساکن کویت نوشته است: «این شعرِ ناب است که ما را به دنیاهای تحت سلطه سایه‌ها می‌کشاند، جایی که نوری جز شعر وجود ندارد. در واقع شعر گروس عبدالملکیان خلأ درون مخاطب را با استعاره و تأمل پر می‌کند، و این رفتار شعر به نوعی مراقبه و سلوکی درونی را در خواننده ایجاد می‌کند.»

حسین المطوّع، نویسنده و پژوهشگر کویتی نیز درباره این کتاب گفته است: «اگر کسی از من سراغ شعر را بگیرد قطعاً به او خواهم گفت که مجموعه گروس عبدالملکیان را بخوان. نمونه‌ای برجسته از شعر سهل و ممتنع.»

مهدی سلمان، شاعر بحرینی نیز در یادداشتی آورده است:
«گروس عبدالملکیان تخیل شگفت‌انگیزی دارد که با آن خواننده را به راحتی شکار می‌کند. تخیل بصری، لفظی و معنایی در شعر او موج می‌زند و او توانایی بسیاری در به کار گرفتن شیوه‌های مختلف آن دارد و از همین طریق مخاطب را در برابر شعر خود میخکوب می‌کند؛ اما این تنها ویژگی شعر گروس عبدالملکیان نیست، بلکه او می‌تواند تخیلش را برای دستیابی به دورترین مناطق احساس و اندیشه انسانی به کار ببرد و از مسائل مختلف در شعرش سخن بگوید. این نیز تنها ویژگی شعر او نیست، بلکه احساس مسئولیت درباره موضوع باعث می‌شود که متن شعر او سرشار از صداقت و گرما باشد. او شاعر بی‌نظیری است که خواننده را وادار می‌کند زمانی طولانی روبه‌روی خورشید بایستد تا رطوبت عمیقی که شعر در روح خواننده به جا گذاشته است، خشک شود.»

طی روزهای اخیر از این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب شارجه رونمایی شده است. لازم به ذکر است، این دومین گزیده‌ای است که از اشعار گروس عبدالملکیان به عربی ترجمه می‌شود. پیش از این نیز، کتابی دیگر از اشعار وی با ترجمه موسی بیدج، در نشر الغاوون در کشور لبنان منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
از یک‌سو با شیوع حیرت‌انگیز دروغگویی سیاست‌مداران در سطح جهانی روبه‌روییم، دروغ‌گویی‌هایی که حتی افشا‌شدن‌شان هم در رویه سیاستمداران دروغگو تغییری به‌وجود نمی‌آورد و از سوی دیگر با انواع جنبش‌های نافرمانی مواجهیم و نیز با شکل‌های مختلف مواجهه دولت‌ها با آنها... آرنت خشونت را عامل اصلاح می‌داند ولی نه عامل انقلاب... مورد حمله بسیار شدید طرفداران اسرائیل و دست‌راستی‌ها قرار گرفت و حتی شغلش را از دست داد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...