مراسم اختتامیه سومین دوره کتاب سال شعر جوان ( جایزه قیصر امین پور)، روز پنج‌شنبه 28 آبان در خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.

به گزارش ایبنا به نقل از ستاد اطلاع‌رسانی هفدهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، مراسم اختتامیه سومین دوره کتاب سال شعر جوان، ساعت 30/16 روز پنج‌شنبه 28 آبان ماه در تالار بتهوون خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

همچنین دفتر شعر جوان، سلسه نشست‌های «هفت شاعر، هفته کتاب برگزیده» را 18 تا 25 آبان ماه برگزار می‌کند.

در این نشست‌ها، کتاب‌های « بی‌خوابی عمیق» نوشته « محمد مهدی سیار» ، «دروغ‌های مقدس» تألیف «حامد ابراهیم‌پور»، «نی‌زن، جذامی و باد» نوشته «سعدی گلبیانی»، «پارو زدن در خاک» تألیف «داریوش معمار» ، «دالان حاج مختار پلاک 9» نوشته «مجید سعدآبادی»، «از پنجره‌های بی‌پرنده» تألیف «علیرضا بدیع» و «دنیا از ما چشم برنمی‌دارد» نوشته «الهام اسلامی» بررسی می‌شود.

«محمد سعید میرزایی»، «هادی خورشاهیان»، «علی مسعودی‌نیا»، «علی عبدالهی» ، «سید احمد نادمی»، «عبدالجبار کاکایی» و «حمیدرضا شکار سری» به عنوان منتقد این نشست‌ها حضور دارند.

هفدهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران از 23 تا 30 آبان ماه در سراسر کشور برگزار خواهد شد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...