مراسم اختتامیه سومین دوره کتاب سال شعر جوان ( جایزه قیصر امین پور)، روز پنج‌شنبه 28 آبان در خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.

به گزارش ایبنا به نقل از ستاد اطلاع‌رسانی هفدهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، مراسم اختتامیه سومین دوره کتاب سال شعر جوان، ساعت 30/16 روز پنج‌شنبه 28 آبان ماه در تالار بتهوون خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

همچنین دفتر شعر جوان، سلسه نشست‌های «هفت شاعر، هفته کتاب برگزیده» را 18 تا 25 آبان ماه برگزار می‌کند.

در این نشست‌ها، کتاب‌های « بی‌خوابی عمیق» نوشته « محمد مهدی سیار» ، «دروغ‌های مقدس» تألیف «حامد ابراهیم‌پور»، «نی‌زن، جذامی و باد» نوشته «سعدی گلبیانی»، «پارو زدن در خاک» تألیف «داریوش معمار» ، «دالان حاج مختار پلاک 9» نوشته «مجید سعدآبادی»، «از پنجره‌های بی‌پرنده» تألیف «علیرضا بدیع» و «دنیا از ما چشم برنمی‌دارد» نوشته «الهام اسلامی» بررسی می‌شود.

«محمد سعید میرزایی»، «هادی خورشاهیان»، «علی مسعودی‌نیا»، «علی عبدالهی» ، «سید احمد نادمی»، «عبدالجبار کاکایی» و «حمیدرضا شکار سری» به عنوان منتقد این نشست‌ها حضور دارند.

هفدهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران از 23 تا 30 آبان ماه در سراسر کشور برگزار خواهد شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...