کتاب «غمگسار فرمانروا» با گزینش و ویرایش علیرضا ذکاوتی قراگزلو توسط انتشارات سوره مهر منتشر و راهی بازار نشر شد.

غمگسار فرمانروا» (مجموعه داستان «فریدةالاصقاع فی ترجمة سلوان المطاع»)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌اثر ترجمه‌ فارسی از کتاب «فریدةالاصقاع فی ترجمة سلوان المطاع» است و شامل حکایت‌ها، داستان‌ها و گاه افسانه‌هایی از زندگی ایرانیان در روزگار کهن و نیز حکایت‌هایی از حاکمان، پادشاهان و تاریخ صدر اسلام. این‌کتاب با شرح حکمت‌ها، پندها و اندرزها از روزگار پادشاهی و عیاری در ایران کهن، در قالب حکایت و قصه‌های متوالی و گاه تودرتو، سعی دارد تجارب عملی و نکات ارزنده و عبرت‌آموز را به مخاطب ارائه کند.

نویسنده‌ این‌کتاب به تأسی از «کلیله و دمنه» به موازات شخصیت‌های انسانی در داستان‌ها، حکایت‌هایی به زبان حیوانات گنجانده است در جهت درک بهتر نکات آموزشی و پندها و اندرزها. در دل این‌نکات می‌توان روزنی تاریخی به گذشته‌ این سرزمین جست و با آداب و رسوم، سبک زنگی عیاری، شیوه‌ پوشش و خرده‌فرهنگ‌های دوران کهن و قصه‌هایی از زندگی حکمرانان صدر اسلام به صورت مختصر آشنا شد.

این‌کتاب با ۱۶۷ صفحه و شمارگن هزار و ۲۵۰ نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...