کتاب «غمگسار فرمانروا» با گزینش و ویرایش علیرضا ذکاوتی قراگزلو توسط انتشارات سوره مهر منتشر و راهی بازار نشر شد.

غمگسار فرمانروا» (مجموعه داستان «فریدةالاصقاع فی ترجمة سلوان المطاع»)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌اثر ترجمه‌ فارسی از کتاب «فریدةالاصقاع فی ترجمة سلوان المطاع» است و شامل حکایت‌ها، داستان‌ها و گاه افسانه‌هایی از زندگی ایرانیان در روزگار کهن و نیز حکایت‌هایی از حاکمان، پادشاهان و تاریخ صدر اسلام. این‌کتاب با شرح حکمت‌ها، پندها و اندرزها از روزگار پادشاهی و عیاری در ایران کهن، در قالب حکایت و قصه‌های متوالی و گاه تودرتو، سعی دارد تجارب عملی و نکات ارزنده و عبرت‌آموز را به مخاطب ارائه کند.

نویسنده‌ این‌کتاب به تأسی از «کلیله و دمنه» به موازات شخصیت‌های انسانی در داستان‌ها، حکایت‌هایی به زبان حیوانات گنجانده است در جهت درک بهتر نکات آموزشی و پندها و اندرزها. در دل این‌نکات می‌توان روزنی تاریخی به گذشته‌ این سرزمین جست و با آداب و رسوم، سبک زنگی عیاری، شیوه‌ پوشش و خرده‌فرهنگ‌های دوران کهن و قصه‌هایی از زندگی حکمرانان صدر اسلام به صورت مختصر آشنا شد.

این‌کتاب با ۱۶۷ صفحه و شمارگن هزار و ۲۵۰ نسخه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...