«کلاهی از گیسوی من» و «دلاویزتر از سبز»، نام دو کتاب از «علی موذنی» برای جوانان است که بعد از مدت‌ها دوباره توسط حوزه‌ی هنری منتشر شده‌اند.

ایبنا: «کلاهی از گیسوی من» نخستین مجموعه داستان «علی موذنی» است که در سال 1368 منتشر شده و اکنون بعد از نزدیک به 20 سال دوباره توسط انتشارات سوره‌ی مهر به چاپ رسیده است؛ البته با کمی تغییر در متن آن.

این کتاب شامل هفت داستان «یال»، «کلاهی از گیسوی من»، «رنگ‌آمیزی»، «بچه‌های تهران»، «زنده در قاب»، «آموزخوار» و «صدی» است.

کتاب «دلاویزتر از سبز» هم که اینک چاپ سوم آن راهی کتاب‌فروشی‌ها شده، شامل هفت داستان است. «دلاویزتر از سبز»، «عقب‌گرد»، «سزاورترین»، «سپیدی»، «هفتاد و سومین تن»، «خُلق تنگ ابلیس» و «شناسایی» عناوین این داستان‌ها هستند.

از موذنی دو کتاب «دوستی» و «قاصدک» هم قرار است با ویرایش جدید از سوی سوره‌ی مهر تجدید چاپ شوند.

چاپ سوم دو کتاب «کلاهی از گیسوی من» و «دلاویزتر از سبز» که تولید مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه‌ی هنری است به ترتیب با قیمت  1700 تومان و 1500 تومان توسط سوره‌ی مهر منتشر شده است.

درباره‌ی نویسنده‌ی این کتاب‌ها یعنی «علی موذنی» باید گفت، او متولد 1337 است و علاوه بر داستان‌نویسی، در حوزه‌ی فیلم‌نامه و نمایش‌نامه‌نویسی نیز فعالیت دارد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...