داستان‌های کوتاه «خروس» و «چاه» داوود غفارزادگان منتشر شد.

خروس و چاه داوود غفارزادگان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، داستان‌های کوتاه «خروس» و «چاه» نوشته داوود غفارزادگان در سری تک‌داستان‌ها به بازار نشر ارائه شد.

داستان کوتاه «خروس» در ۲۸ صفحه و صرفا به صورت مجازی و صوتی منتشر شده و از طریق سایت انتشارات «عنوان» قابل تهیه است.

داستان کوتاه «چاه» که پیش ‌از‌ این با نام «درخت جارو» منتشر شده در ۴۸ صفحه در قطع پالتویی و با قیمت ۱۵۰۰۰ تومان منتشر شده است.

نشر «عنوان» انتشار مجموعه تک‌داستان‌ها را با هدف چاپ داستان‌های کوتاه نویسندگان ایران و جهان آغاز کرده است. به گفته محمدباقر نباتی مقدم مدیر این انتشارات، چاپ کتاب ارزان و کم‌حجم از دیگر اهداف مجموعه تک‌داستان‌ها است.

از داوود غفارزادگان نویسنده حوزه کودک، نوجوان و بزرگسال، کتاب های «هزار پا»، «دختران دلریز»، «کتاب بی‌نام اعترافات»، «ایستادن زیر دکل برق فشار قوی» و... منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...