داستان‌های کوتاه «خروس» و «چاه» داوود غفارزادگان منتشر شد.

خروس و چاه داوود غفارزادگان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، داستان‌های کوتاه «خروس» و «چاه» نوشته داوود غفارزادگان در سری تک‌داستان‌ها به بازار نشر ارائه شد.

داستان کوتاه «خروس» در ۲۸ صفحه و صرفا به صورت مجازی و صوتی منتشر شده و از طریق سایت انتشارات «عنوان» قابل تهیه است.

داستان کوتاه «چاه» که پیش ‌از‌ این با نام «درخت جارو» منتشر شده در ۴۸ صفحه در قطع پالتویی و با قیمت ۱۵۰۰۰ تومان منتشر شده است.

نشر «عنوان» انتشار مجموعه تک‌داستان‌ها را با هدف چاپ داستان‌های کوتاه نویسندگان ایران و جهان آغاز کرده است. به گفته محمدباقر نباتی مقدم مدیر این انتشارات، چاپ کتاب ارزان و کم‌حجم از دیگر اهداف مجموعه تک‌داستان‌ها است.

از داوود غفارزادگان نویسنده حوزه کودک، نوجوان و بزرگسال، کتاب های «هزار پا»، «دختران دلریز»، «کتاب بی‌نام اعترافات»، «ایستادن زیر دکل برق فشار قوی» و... منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...