کتاب «شب» شامل داستان‌های برگزیده دومین دوره جایزه ارغوان با گردآوری اوژن حقیقی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

شب» شامل داستان‌های برگزیده دومین دوره جایزه ارغوان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دومین‌دوره جایزه داستان‌کوتاه ارغوان سال ۹۸ برگزار شد و دبیری آن به‌عهده اوژن حقیقی بود که حالا داستان‌های برگزیده این‌رویداد را در قالب یک‌مجموعه گردآوری کرده است. نشر مرکز، پیش‌تر کتاب «آخرین روزهای سال» را با گردآوری حقیقی چاپ کرده که داستان‌های برگزیده اولین‌دوره جایزه مذکور را شامل می‌شود.

این‌کتاب مقدمه‌ای دارد که پیش از داستان‌های برگزیده آمده و به قلم حسین‌سناپور نویسنده و پژوهشگر نوشته شده است. مقدمه سناپور با عنوان «صدای بلند داستان‌های کوتاه» در این‌کتاب درج شده است. پس از داستان‌ها هم گزارش دبیرخانه جایزه ارغوان از دومین دوره این‌جایزه و چگونگی برگزیده‌شدن داستان‌های مندرج در کتاب، آمده است.

عناوین داستان‌های برگزیده چاپ‌شده در کتاب و نویسندگانشان به این‌ترتیب است:

«شب پادشاه ستمگر و ننه‌اش» نوشته زهرا گودرزی، «شب‌کاری» نوشته سارا (عظیمه) کنعانی، «یک قوطی نرم‌کننده» نوشته سیده فاطمه حجازیان، «روسیاه»، نوشته منوچهر زارع‌پور، «کابوس‌های شبانه» نوشته فیروزه زارع، «فروردین، ماه اول پاییز»، نوشته محمدصادق افشاری، «فصل کشتار» نوشته محمدرضا عزیزی، «می‌شه بخوابم؟» نوشته آرمیتا زراسی و «شبِ نازبانو» نوشته فرناز (زینب) قربانی.

در قسمتی از داستان «فروردین، ماه اول پاییز» از این‌کتاب می‌خوانیم:

وقتی توی ماشین نشستم ساعت پنج‌ونیم شده بود.
باید می‌رفتم سمت افسریه. کمی هوا گرگ‌ومیش شده بود و این یعنی خطر طلوع خورشید وجود دارد.
بهترین راهم آزادگان بود. وقتی آزادگان را با بیشترین سرعت ممکن به سمت شرق می‌رفتم، آفتاب از روبه‌رویم کم‌کم بالا می‌آمد.
تقریبا مطمئن شده بودم به خانه نمی‌رسم. با یک معکوس سرعتم را بالا بردم. دیگر آفتاب آمده بود بیرون. به‌سختی ماشین را کشیدم کنار اتوبان. دیگر نمی‌شد ادامه داد. ماشین عین اوراقی‌ها شده بود. تکیه دادم به گاردریل کنار ماشین و سیگار روشن کردم. موبایلم را درآوردم. شماره سعید را گرفتم. حتما آن‌موقع توی خط ونک-میدان صنعت بود. برای سومین‌بار که گرفتم، جواب داد. هنوز الو نگفته بودم که قطع شد. صفحه گوشی سیاه شده بود.

این‌ کتاب با 86 صفحه، شمارگان ۹۰۰ نسخه و قیمت ۱۹ هزار و ۸۰۰ تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...
این سی و دو دفتر را در زندانی نوشت که در رژیم موسولینی از سال 1929 تا مرگ خود، به مدت یازده سال، در آن به سر برد... به رغم عدم دسترسی به کتاب‌ها و مراجع لازم، درباره‌ی متنوع‌ترین و مشکل‌ترین مسائل سیاست، فلسفه، تاریخ فکری و اجتماعی، هنر و ادبیات به بحث می‌پردازد... یادداشت‌هایی درباره‌ی ماکیاولی، سیاست و دولت جدید، درباره‌ی بسط بورژوازی ایتالیایی؛ ادبیات و حیات ملی، تأملاتی درباره‌ی دانته و درباره‌ی رمان پاورقی ...
حقیقت این است که شهرت «دو قرن سکوت» بیش از آنکه مرهون ارزش و اعتبار علمی‌اش باشد، حاصل محتوای ایدئولوژیک آن است... موضوعات علمی را به سبک ادبی برای هر دو گروه متخصص و متوسط می‌نوشت... سبک او که آمیزه‌ای بود از اطلاعات وسیع و مقبول علمی در بیانی سرشار از جذابیت ادبی و روایتگری... غزالی قهرمان کتاب فرار از مدرسه است و حافظ قهرمان از کوچه‌ی رندان است و نظامی قهرمان پیر گنجه در جستجوی ناکجا آباد ...
زمان وقوع حوادث داستان دهه‌ی 1930 میلادی و مقارن با دوره‌ی رکود بزرگ اقتصادی آمریکاست... تنها دارایی ارزشمند خانواده‌شان، بشقابی است که روی آن یک رودخانه، سه آدم، یک پل و درخت بیدی آبی‌رنگ نقش بسته است... مدام مجبور به کوچ از جایی به جای دیگر برای کسب درآمدی ناچیز بوده‌اند... آسیب‌های روانی و عاطفی که در این دوره بر کودکان وارد شد، در دهه‌های بعد آثار خود را در زندگی بزرگسالی‌شان نشان داد ...