کتاب جدید مهدی حجوانی با عنوان «عالیجناب مامان خانوم» برای مخاطبان کودک منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب در ۶۴ صفحه و با قیمت ۲۳ هزار تومان در انتشارات افق عرضه شده است.

در معرفی نویسنده از «عالیجناب مامان خانوم» آمده است: مامان یعنی این! تا حالا شنیده‌اید که بانویی نودوهفت‌ساله، عاشق مسافرت، عکس گرفتن، موبایل، آژانس، پفک و سینمارفتن باشد؟این پدیده جالب، مامان من است و کتاب «عالیجناب مامان خانوم» خاطره‌های طنزآمیزی است که ما نزدیکانش از او نقل کرده‌ایم.

در عین حال این خانوم در زندگی‌اش اثرات تلخ دو جنگ جهانی و همچنین انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق و فوت همسر و بیست‌ودو سال تنهایی و دشواری‌ها و درشتی‌های روزگار را تجربه کرده اما همچنان به‌روی زندگی لبخند زده است.

در این کتاب، شجرنامه‌ای از اعضای خانواده و فامیل عزیزم درست کرده‌ام تا از یک طرف بچه‌ها را با ضرورت شجره‌نامه‌نویسی و شیوه ترسیم آن آشنا کنم و از طرف دیگر وقتی از کسی به عنوان گوینده خاطره اسمی بردم خواننده بتواند با مراجعه به شجره‌نامه، نسبت فامیلی گوینده با مامان‌ خانوم را پیدا کند.

مهدی حجوانی دانش‌آموخته‌ دکترای پژوهش هنر، عضو هیئت علمی دانشگاه، فعال در زمینه تاسیس چندین نهاد مدنی و نشریه‌ تخصصی، سرویراستار نشر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر حوزه‌ کودک از سال ۱۳۶۰ تا امروز است. او در سال ۱۳۹۸ از سوی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان به عنوان مروج کتابخوانی، برای دریافت جایزه‌ «آسترید لیندگرن» سوئد در سال ۲۰۲۰ معرفی شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...