کتاب «رسانه و دلهره‌های کودکی؛ حقایق ناخوشایند درباره تاثیرات نامرئی رسانه‌ها بر زندگی کودکان و نوجوانان» نوشته شهاب‌الدین شایگان توسط انتشارات پژواک آرمان منتشر و راهی بازار نشر شد.

رسانه و دلهره‌های کودکی؛ حقایق ناخوشایند درباره تاثیرات نامرئی رسانه‌ها بر زندگی کودکان و نوجوانان» نوشته شهاب‌الدین شایگان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، به گفته مولف این اثر، کتاب «رسانه و دلهره‌های کودکی» ویژه والدین و مربیان کودک نوشته شده است. زیرا در فضای رسانه‌ای که امروزه با آن مواجه هستیم و خشونت امری عادی تلقی می‌شود، مصرف‌گرایی و رفاه‌زدگی تشویق و ترویج می‌شود و لمپنیسم دیجیتال به سلبریتی و اسطوره مبدل شده، وظیفه والدین در قبال پرورش فکری فرزندانشان بیش از پیش سخت و حساس شده و آنان را به چالشی جدی فرا می‌خواند.

شهاب‌الدین شایگان می‌گوید این اثر حاصل چهارسال تحقیق، پژوهش و ترجمه ده‌ها منبع معتبر بین‌المللی در راستای تعاملات کودکان و نوجوانان در دنیای رسانه‌های نوین است تا مسیر را به درستی بیابند و تحت تاثیر هر پیام یا محتوایی قرار نگیرند. می‌توانم بگویم این‌کتاب حاصل پژوهش و فعالیت در حوزه آسیب‌شناسی رسانه و به صورت متمرکز بررسی تاثیرات رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی بر اذهان کودکان و نوجوانان است.

این‌پژوهشگر در ادامه می‌گوید: برای تهیه این اثر نزدیک به پانزده عنوان کتاب کابردی، موثر و بروز از بین ده‌ها رفرنس معتبر انتخاب شده‌ و سپس با بومی‌سازی، بررسی و پژوهش‌های میدانی در نهایت کتاب «رسانه‌ها و دلهره‌های کودکی» نوشته شده که می‌توان از آن به عنوان کاملترین مرجع اختصاصی فرزندپروری در عصر رسانه برای والدین و مربیان کودک و نوجوان نام برد. درباره واکنش به اتفاقات اخیری که در پی انتشار ویدئوهای نامناسبی در فضاهای رسانه‌ای و مجازی رخ داده، می‌توان گفت پس از مجموع بازخوردهای اکران جشنواره‌ای و چند اکران عمومی مستند جعبه پاندورا و همچنین نشست‌های تخصصی در حوزه آگاهی بخشی رسانه‌ای دریافتم گروه مخاطب والدین به‌شدت علاقه‌مند و نیازمند یافتن راهکارهایی برای راهنمایی و کمک به فرزندانشان هستند. از سوی دیگر دور از انتظار نبود که چندسال بعد، بحران‌های سخت‌تری ‌گریبانگیر خانواده‌ها بخصوص کودکان و نوجوانان شود. به همین خاطر چندین بار سعی کردم بر اساس نتایج تحقیقات و پژوهش‌ها با طرح، راهکار و پیشنهاد با نهادهای دولتی و خصوصی مربوطه و انجمن‌ها وارد رایزنی شوم و هشدار بحران‌های فردی و اجتماعی امروز را یادآور شوم که گوش شنوایی نبود و متاسفانه با کم‌لطفی مسئولان این حوزه‌ها روبرو شدم.

مولف کتاب «رسانه و دلهره‌های کودکی» همچنین می‌گوید از آنجایی اعتقاد زیادی به فلسفه پرگماتیسم(عملگرایی) دارم، دریافته‌ام که یک اندیشه درست زمانی به کار می‌آید که در نهایت به سودمندی و نتیجه ختم می‌شود و مشکلی را حل می‌کند. بنابر همین استنباط تصمیم گرفتم به تنهایی و با امکانات موجود دست به کار شده و بهترین منابع جهانی را بررسی کرده و با اساتید به‌ نام این‌حوزه در عرصه بین‌الملل ارتباط بگیرم و کاری را شروع کنم. به سختی و با هزینه‌های بالا رفرنس‌های معتبر را یافتم و در نهایت این کتاب به عنوان اولین اثر از یک مجموعه به نتیجه رسید.

کتاب «رسانه و دلهره‌های کودکی – حقایق ناخوشایند درباره تاثیرات نامرئی رسانه‌ها بر زندگی کودکان و نوجوانان» ۲۰۴ صفحه و ۹ فصل دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: رشد عملکرد شناختی مغز، خانواده و رسانه، رسانه و ترس‌های ماندگار از کودکی، خشونت رسانه‌ای، بازی‌های ویدئویی و آنلاین، چاقی، مشکلات تغذیه‌ای و بدن‌های آرمانی، تبلیغات هنر سیاه استثمار، شبکه‌های اجتماعی و پورنوگرافی، مرثیه‌ای برای عشق و عاطفه.

درکارنامه کاری شهاب‌الدین شایگان ساخت چندین مستند و نگارش مقالات متعددی در حوزه تاثیرات رسانه بر کودکان و نوجوانان دیده می‌شود که از جمله آن مستند بلند علمی «جعبه پاندورا» است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...