صد و سی و هشتمین شماره از ماهنامه فرهنگی، اجتماعی «آزما»، ویژه هنر و ادبیات با عکس روی جلد فرزانه طاهری منتشر شد.

به گزارش ایسنا، در این شماره که شامل بخش‌های یادداشت، گزارش، نگاه، پرونده، گفت‌وگو، داستان‌ و نقد است، گفت‌وگوی اسدالله امرایی با فرزانه طاهری با عنوان «ما، ماییم، آدم اینجا!» منتشر شده است. 

بخش پرونده، «امواج خشم و ابتذال زیر پوست جامعه» نیز با گفت‌وگوی ناصر فکوهی با عنوان «نئولیبرالیسم و جنون مهارگسیخته»، محمدرضا اصلانی با عنوان «زیر باران ابتذال، بدون چتر» و جان اسپرینگ فورد با عنوان «کج‌راهه‌های اقتصاد و سونامی پوپولیسم» با ترجمه سیمین‌دخت گودرزی همراه است.

یادداشت سردبیر هم با عنوان «دق کاغذ نگیرید لطفا!» منتشر شده است. 

همچنین در این شماره از «آزما» گفت‌وگوی بهرام دبیری با قطب‌الدین صادقی درباره هنر و نقاشی با عنوان «آن‌چه نادیدنی است، آن بینی!» انتشار یافته است.

«یک جدایی تاریخی» نیز عنوان گزارشی از غزاله سعادتی است که با نگاه به فاصله بین ادبیات روز و ادبیات دانشگاهی در این شماره منتشر شده است. 

شماره ۱۳۸ «آزما» در ۷۴ صفحه و با قیمت ۱۵ هزار تومان با صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی ندا عابد و سردبیری هوشنگ اعلم منتشر شده است.

حیوانات با استفاده از تاریکی شب در اطراف رئیس معمرشان، خوک نری که انقلاب حیوانات علیه انسان استثمارگر را تبلیغ می‌کند و اینک در حال مرگ است،‌ گرد می‌آیند؛ دو خوک جوان،‌ موسوم به اسنوبال و سزار،‌ در رأس جنگ مقدس قرار می‌گیرند. با راندن آقای جونز،‌ مزرعه را آزاد می‌کنند،‌ یک ارتش کار و منافع اشتراکی ترتیب می‌دهند... گاهگاهی فردی معترض بانگ برمی‌دارد که به انقلاب خیانت شده است،‌ اما سگ‌های نگهبان خیلی زود او را به سر عقل می‌آوردند ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...
در مرز ایالت ترانسیلوانیا، قلعه وحشتناک کنت دراکولا قرار دارد... شب‌ها از گورش برخاسته و به دنبال طعمه‌هایش می‌گردد... در نور مهتاب به سراغ لوسی جوان می‌آید و پس از نوشیدن خونش، به‌شکل یک‌خفاش فرار می‌کند... این‌زنان شیطانی به چشم ون‌هلسینگ یکی از یکی زیباتر می‌آیند... فیلسوف، متخصص علوم ماوراءالطبیعه و یک مسیحی دوآتشه است... یکی از مشهورترین رمان‌های وحشت در جهان است که برای اولین‌ بار در ۱۸۹۷ منتشر شد ...