مجموعه چهار جلدی «مدرسه فوتبال» [Football Academy] نوشته تام پامر [Tom Palmer] از سوی انتشارات محراب قلم راهی کتابفروشی‌ها شد.

مجموعه چهار جلدی مدرسه فوتبال [Football Academy] نوشته تام پامر [Tom Palmer]

به گزارش کتاب نیوز به نقل ازایبنا، «مدرسه فوتبال» عنوان مجموعه چهار جلدی نوشته تام پامر است که با ترجمه گروهی از مترجمان از سوی انتشارات محراب قلم برای کودکان علاقه‌مند به فوتبال منتشر شده است. عنوان‌های این مجموعه عبارتند از: «ضربه آزاد»، «خواندن بازی»، «کاپیتان افسانه‌ای» و «بازی رئال».

داستان‌های «مدرسه فوتبال» درباره کودکان زیر 12 سالی است که برای تیم یونایتد ازجمله باشگاه‌های لیگ برتر بازی می‌کنند. در هرکدام از کتاب‌های این مجموعه به شخصیت‌های مختلفی مانند «رایان»، «تیم»، «جیمز» و «بن» پرداخته شده و داستان با محوریت آن‌ها پیش می‌رود.
در «ضربه آزاد» که با ترجمه زهره ناطقی منتشر شده، جیمز که مدت‌ها بازیکن تیم یونایتد بوده، به این نتیجه رسیده که نمی‌خواهد فوتبال را به طور حرفه‌ای دنبال کند. اما همه توقع دارند او هم مانند پدرش که یکی از ستاره‌های فوتبال بوده، در این رشته بماند. براین اساس جیمز بر سر دو راهی وحشتناکی قرار گرفته است.

بن در «خواندن بازی» با ترجمه فرزانه کریمی، از بازیکنان برتر یونایتد است و بازی برای این تیم را خیلی دوست دارد. اما حضور در مدرسه برایش غیرقابل تحمل شده چون مجبور است راز بزرگی را از معلم‌ها و هم‌کلاسی‌هایش پنهان کند. این مشکل به بازی او هم ضربه زده است اما غرورش اجازه نمی‌دهد کمک بخواهد.

در «کاپیتان افسانه‌ای» که با ترجمه دلارام حقیقت منتشر شده، رایان از وقتی به دلیل رفتار نامناسبش با ابزیکنان دیگر توبیخ شده، قصد دارد بهترین کاپیتان باشد به هیمن دلیل با دیدن رفتارهای دردسرساز کریگ درصدد برمی‌آید تا از مشکل اصلی این بازیکن باخبر شود و به او کمک کند اما مشکل کریگ بزرگتر از چیزی است که تصور کرده است.

در «بازی رئال» با ترجمه زهره ناطقی، تیم زیر 12 سال یونایتد برای مسابقات قهرمانی وارد لهستان شده و توماس، دروازه‌بان لهستانی تیم، از سویی خوشحال است که در سرزمین مادری‌اش بازی می‌کند و از سویی ناراحت است چون با رایان، کاپیتان تیم مشکل دارد. رایان از لهستان و لهستانی‌ها بدش می‌آید و رفتارش سبب بروز مشکلاتی برای تیم در زمین بازی و بیرون زمین بازی شده است.

تام پامر، نویسنده پرکار انگلیسی است که داستان‌هایی با موضوعات متنوع کارآگاهی و ورزشی و تاریخی و ... در کارنامه‌اش به چشم می‌خورد. وی علاوه بر نویسندگی، برنامه‌هایی برای ارتقای کتابخوانی در مدارس و کارگاه‌هایی نیز به منظور آشنایی دانش‌آموزان با تاریخ برگزار می‌کند. در بین آثار او می‌توان از «مدرسه راگبی»، «استادیوم ارواح» و «جوخه» و «راز اف. سی» نام برد.

مجموعه چهار جلدی «مدرسه فوتبال» با شمارگان هزار و صد نسخه برای هرجلد و قیمت کلی 68 هزار تومان برای کل مجموعه منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...