با گذشت یک ماه از چاپ اول، سومین چاپ رمان «اصلاحات» [The corrections] نوشته جاناتان فرنزن [Jonathan Franzen] با ترجمه پیمان خاکسار از سوی نشر چشمه به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

اصلاحات» [The corrections] جاناتان فرنزن [Jonathan Franzen]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ پیمان خاکسار پیشتر درباره رمان «اصلاحات» گفته بود: این رمان بسیار پرفروش بود و به سرعت به فهرست بهترین‌های سال و بهترین‌های قرن راه پیدا کرد. داستان درباره یک خانواده شامل مادر، پدر و سه فرزندشان است و نویسنده با بررسی این شخصیت‌ها، بخشی از تاریخ آمریکا و گذاری که از یک نسل به نسل دیگر اتفاق افتاده را مرور می‌کند و روایتگر درگیری‌های اعضای این خانواده است. «اصلاحات» شخصیت‌های متعددی دارد و نویسنده در این رمان هریک از این شخصیت‌ها را به واسطه شغل و ویژگی‌های اخلاقی خاصشان و همین‌طور روابطشان با انسان‌های دیگر حتی در خارج از مرزها بررسی می‌کند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «حالا که تلفنش شروع کرده بود به زنگ خوردن، به نظرش آمد که یک آدم افسرده باید همچنان تلویزیون نگاه کند و به تلفن محل نگذارد- باید سیگاری دیگر روشن کند و بدون ذره‌ای تاثیر حسی، یک کارتون دیگر ببیند؛ درحالی‌که پیام‌گیر در حال ضبط صدای هرکسی است که زنگ زده.
این‌که میلی شدید داشت به پریدن از جا و برداشتن گوشی؛ این‌که به همین سادگی می‌توانست به اتلاف صعب یک روز خیانت کند؛ بر اصالت رنجی که می‌برد، سایه‌ تردید انداخت. احساس می‌کرد مثل آدم‌های افسرده‌ فیلم‌ها و کتاب‌ها، توانایی ازدست‌دادن کامل تمام امیال و گسستن از واقعیت را ندارد. وقتی تلویزیون را خاموش کرد و به تاخت رفت سمت آشپزخانه، به نظرش آمد حتی در تکلیف رقت‌انگیزِ فروپاشیدن هم شکست خورده است.»

جاناتان فرنزن، رمان‌نویس و جستارنویس آمریکایی در اوت سال 1959 به دنیا آمد. پدرش فرزند مهاجری سوئدی بود و تبار مادرش به اروپای شرقی می‌‌رسید. او در سال 1981 از کالج سوارثمور پنسیلوانیا با مدرک زبان آلمانی فارغ‌التحصیل شد و سال بعد از آن پس از ازدواج، کار به عنوان رمان‌نویس را آغاز کرد. اولین رمانش به نام «شهر بیست و هفتم» در سال 1988 منتشر شد که توجه منتقدان بسیاری را به خود جلب کرد.

«اصلاحات» سومین رمان جاناتان فرنزن است که پس از انتشار در آمریکا مورد تحسین قرار گرفت و با فروش حدود دومیلیون نسخه‌ای، به یکی از پرفروش‌ترین آثار ادبی دهه تبدیل شد. اصلاحات را یکی از مهم‌ترین رمان‌های قرن بیست‌ویکم می‌دانند؛ تا جایی‌که مجله تایم پس از انتشار این رمان در تیتر روی جلد، از جاناتان فرنزن با عنوان «رمان‌نویس بزرگ آمریکایی» یاد کرد. همچنین مجله‌ تایم، رمان «اصلاحات» را در فهرست صد رمان برتر انگلیسی‌زبان منتشر شده میان سال‌های 1923 تا 2005 آورده است. از سوی دیگر روزنامه گاردین نیز این کتاب را در فهرست 1001 کتابی که باید پیش از مرگ خوانده شود، قرار داد.

رمان «اصلاحات» برگزیدگی جوایزی همچون «جایزه ملی کتاب» و «جایزه یادبود جیمز تیت بلک» و نیز نامزدی «جایزه‌ی ملی حلقه‌ی منتقدین کتاب»، «جایزه‌ی پن فاکنر»، «جایزه‌ی ایمپک دوبلین» و «جایزه‌ی پولیتزر» را برای جاناتان فرنزن به همراه داشته است.

چاپ سوم رمان «اصلاحات» نوشته جاناتان فرنزن، در 744 صفحه، به قیمت 195 هزار تومان، در قطع رقعی و جلد گالینگور، با ترجمه‌ای از پیمان خاکسار، در قالب جهان‌ نو و از سوی نشر چشمه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...