جلد دوم از مجموعه نفرین پنگوئنینه با عنوان «انتقام پنگوئنینه» [The Revenge of the Werepenguin] به قلم آلن وودرو [Allan Woodrow] با ترجمه طناز مغازه‌‌ای از سوی نشر صاد برای نوجوانان منتشر شد.

انتقام پنگوئنینه» [The Revenge of the Werepenguin]  آلن وودرو [Allan Woodrow]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ نوجوانان از خواندن داستان‌های دنباله‌دار که بتوانند خود را در جهان شخصیت‌های اثر وارد کنند لذت می‌برند تا همراه‌شان ماجراها را یکی پس از دیگری از سر بگذرانند و چیزهایی را تجربه کنند که ممکن است هیچ‌وقت در زندگی‌شان اتفاق نیفتد. یکی از این تجربه‌ها تبدیل شدن به چیزی دیگر است؛ مثل «بولت» که از یتیم‌خانه بیرون آمد و در یک ماجرا، تبدیل به پنگوئن شد.

جلد اول مجموعه «نفرین پنگوئنینه» به قلم آلن وودرو، روایتی هیجان‌انگیز با مضمونی ترسناک دارد. این اثر، داستان پسری به نام بولت را به تصویر می‌کشد که در یتیم‌خانه زندگی می‌کند. پس از سال‌ها شخصی به نام «بارون» به یتیم‌خانه می‌آید و بولت را به فرزندخواندگی قبول می‌کند. هنگامی که بولت به محل زندگی جدیدش می‌رود متوجه می‌شود که آن مکان شرایطی عجیب و غیرعادی دارد. جنگل‌های آن پر از پنگوئن است و مردم نیز حرف‌های خوبی در مورد بارون نمی‌زنند. همه می‌گویند که او قاتل و بدجنس است. کمی که می‌گذرد بولت می‌فهمد که بارون با این که ظاهری نوجوان دارد؛ اما مردی چندین ساله و پنگوئنینه است. زمانی که ماه به صورت کامل درمی‌آید، تبدیل به پنگوئن شده و به تخریب شهر می‌پردازد. او پیش از آنکه بولت را به فرزندخواندگی بگیرد برای او نقشه داشته است. ماجرای بولت و پنگوئنینه شدن او، با اینکه روایتی ترسناک دارد؛ اما مخاطب را به خنده نیز وا می‌دارد.

به تازگی جلد دوم این مجموعه نیز با عنوان «انتقام پنگوئنینه» از سوی نشر صاد منتشر شده است. داستان این جلد به ادامه ماجراهای بولت می‌پردازد؛ وقتی‌که او در یک خانهٔ اسکیمویی کوچک زندگی می‌کند که آن را با کمک پنگوئن‌های گروه ساخته است.

کتاب «انتقام پنگوئنینه» به قلم آلن وودرو، با تصویرگری اسکات براون و ترجمه طناز مغازه‌ای در 374 صفحه و در دو نسخه‌ی کاغذی به بهای 169 هزار تومان و الکترونیک به بهای 50 هزار تومان از سوی نشر صاد منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...