این قصه، ماجرای هشت موش کور است که خانه‌ی خود را به خاطر سیلاب از دست می‌دهند و با ساخت یک کَلَک، در مسیر رودخانه حرکت می‌کنند و برای زندگی خود چمن‌زاری را در حاشیه‌ی جنگل پیدا می‌کنند؛ اما این تازه آغاز ماجرای آنان است...

اروین موزر [Erwin Moser] هشت موش کور باهوش» [Les trois petites chouettes : et sept autres histoires]

وقتی می‌گوییم اروین موزر [Erwin Moser]، اغلب مجموعه‌ «ماجراهای مانوئل و دیدی» را به یاد می‌آورند؛ اما این تنها کار این نویسنده و تصویرگر به‌نام اتریشی نیست. منوچهر صادق خانجانی، آن‌طور که از صفحه‌ی تقدیم کتابش برمی‌آید، این بار به توصیه‌ پسرش بابک، کتاب «هشت موش کور باهوش» [Les trois petites chouettes : et sept autres histoires] را از او بازگردانده و به ناشری نام‌آشنا سپرده است.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این اثر که بنا بر توصیه‌‌ی کتاب اصلی، برای گروه سنی ۹ تا ۱۱ سال مناسب است، دو داستان را در برمی‌گیرد:

اول داستان «هشت موش کور باهوش» که خود در چهار فصل با عنوان‌های زلزله، سفر، روباه و یوزپلنگ روایت شده است. این قصه، ماجرای هشت موش کور است که خانه‌ی خود را به خاطر سیلاب از دست می‌دهند و با ساخت یک کَلَک، در مسیر رودخانه حرکت می‌کنند و برای زندگی خود چمن‌زاری را در حاشیه‌ی جنگل پیدا می‌کنند؛ اما این تازه آغاز ماجرای آنان است و با حیوانات جنگل به چالش برمی‌خورند و می‌کوشند با استفاده از هوش و درایت خود، این مشکل را حل کنند.

داستان دوم، «سمور پیر» که زیرکی یک سمور را در مواجهه با یک روباه و همین‌طور مرغ‌های یک مزرعه تعریف می‌کند.

اروین موزر (۱۹۵۴-۲۰۱۷) از چهره‌های مهم ادبیات و تصویرگری کودک در اتریش است. او برای آثارش جوایزی همچون نشان لیاقت وین (۲۰۱۳)، فلوت‌زن هاملین (۱۹۹۲) و نیز جایزه‌ی کلاغ (۱۹۸۷) را از آن خود کرده است.

روایت جذاب داستانیِ اروین موزر، با ترجمه‌ی شیوا و خواندنی منوچهر صادق خانجانی همراه شده است و این هردو با انتخاب کاغذ مرغوب و اندازه‌ی قلم مناسب، کتابی خوب و روان را برای مطالعه کودک فراهم کرده است.

منوچهر صادق خانجانی، متولد ۱۳۲۳، از دهه‌ی ۶۰ تا به امروز نزدیک به شانزده اثر را برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرده است.

برای این‌که جذابیت قلم و روایت را درک کنیم بهتر است بخشی از متن (صص ۳۴ و ۳۵) را با هم بخوانیم:
«روباه بلند شد و آرام به طرف جنگل حرکت کرد که ناگهان چیزی در مقابل خود دید: چیزی که در میان علف‌ها چون سایه‌ی سیاهی ایستاده بود. موهای پشتش سیخ شد و دمش به حالت سفت و سخت درآمد. شبح سیاه گاه به چپ و گاه به راست می‌پیچید و خرخر ترسناکی می‌کرد. حالا غیر از تعجب، دچار ترس هم شده بود. روباه زوزه‌کشان به سمت جنگل دوید. روباه که از نظر ناپدید شد، شبح بزرگ به صورت هشت شبح کوچک درآمد. آن‌ها همان هشت موش کور کوچک بودند.»

با این حال شاید رعایت نکاتی مثل انتخاب اسم‌های فارسی و مألوف برای شخصیت‌ها می‌توانست اثر را خواندنی‌تر کند؛ چراکه قطعا کودک نُه‌ساله با اسم‌هایی مثل اولاف و برونو و شارل برای موش‌های کور نمی‌تواند ارتباط برقرار کند. جالب این‌که مترجم فرانسوی به این نکته توجه داشته و اسم‌های فرانسوی را جایگزین اسم‌های آلمانی کرده؛ اما مترجم فارسی این مهم را نادیده گرفته است.

داستان‌های این کتاب، با تصاویر سیاه‌وسفید، ساده و در عین حال جذاب همراه است و در کل مخاطب ۲۷ قاب از تصویرسازی‌های اروین موزر را در متن خواهد دید که به تکنیک قلم فلزی کار شده است. گرچه برخی از این تصاویر کیفیت اسکن پایینی دارند.

هم‌چنین در صفحه‌ی عنوان کتاب، یک قاب از تصویرگری دیگر درج شده که گرچه کودکانه و زیباست، اما با آثار موزر تناسبی ندارد و به نظر انتخاب مناسبی نیست. جعفر اسکندری هریس کوشیده جلد کتاب را به تناسب تصویرسازی‌های موزر، ساده طراحی کند. رنگ بنفش و ترکیب آن با زرد و نگاتیوکردن یکی از تصاویر متن. ایده‌ی بدی نیست؛ اما با وجود این که داستان اصلی کتاب «هشت موش کور» است، طراح، تصویری از داستان کوچک سمور پیر را برای جلد انتخاب کرده که در نوع خود عجیب به نظر می‌رسد.

مترجم محترم، این کتاب را از ترجمه‌ی فرانسوی اثری از اروین موزر، به اسم «سه جغد کوچولو و هفت داستان دیگر» ترجمه کرده که در سال ۱۹۸۸ توسط انتشارت مدرسه‌ی اوقات فراغت منتشر شده است. البته جای سوال است که چرا مترجم باید با وجود این همه اثر فرانسوی‌زبانِ خوب در حوزه‌ی کودک، اثری را به فارسی برگرداند که خود از آلمانی ترجمه شده؛ و نیز این‌که چرا این اثر را -که از آثار مهم مولف نیست- انتخاب کرده و مثلا سراغ مجموعه‌ی معروف «ماجراهای مانوئل و دیدی» یا مجموعه‌ی «کوکو» نرفته و این آثار را از این مولف، در دسترس مخاطب فارسی‌زبان قرار نداده است؛ و پرسش مهم‌تر این که چرا از میان هفت داستان مجموعه‌ی اصلی، فقط دو داستان را ترجمه کرده و از قضا «سه جغد کوچولو» را -که مهم‌ترین اثر مجموعه به انتخاب خود مولف بوده- حذف کرده است.

و سوال آخر را باید از فیپانویس محترم پرسید: اثری که در اصل به زبان آلمانی و توسط یک نویسنده‌ی اتریشی نوشته شده، چرا باید به عنوان داستان‌های فرانسوی فهرست شود. همین‌طور در فیپای اثر سال فوت مولف نیز درج نشده است.

کتاب «هشت موش کور باهوش» در ۸۰ صفحه، در قطع رقعی، با کاغذ بالک، جلد ۲۵۰ گرم و سلفون مات و صحافی چسب گرم، در پانصد نسخه برای چاپ نخست، با ویرایش پروانه بیات و صفحه‌آرایی سمیرا توکلی‌نیا با قیمت ۳۰‌هزار تومان از سوی انتشارات سروش منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...