«اصلاح زبان ترکی» [The Turkish language reform : a catastrophic success] اثر جفری لوئیس [Geoffrey Lewis] با ترجمه طاهر خدیو توسط نشر شیرازه منتشر شد.

اصلاح زبان ترکی» [The Turkish language reform : a catastrophic success]  جفری لوئیس [Geoffrey Lewis]

به گزارش کتاب نیوز، پروفسور جفری لوییس (۱۹ ژوئن ۱۹۲۰–۱۲ فوریه ۲۰۰۸) استاد زبان‌های ترکی دانشگاه آکسفورد بود. او اهل انگلستان بود و کتاب خودآموز زبان ترکی وی با نام Teach Yourself Turkish که در ۱۹۵۳ نوشت مشهور بود.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

در پی فروپاشی امپراتوری عثمانی و تأسیس یک دولت-ملّت جایگزین در دلِ آناتولی، برای خلق و ابداع یک هویّتِ جدید ترکی در این بخشِ برجای مانده از امپراتوری، رشته‌تلاش‌های گسترده‌ای آغاز شد. اصلاح زبان ترکی که طرد و حذف واژه‌های فارسی و عربی و طرح و وضع کلمات جدید ترکی یکی از ارکان اصلی این دگرگونی را تشکیل می‌داد، به بن‌بست رسیدن این تلاش‌ها در یک مرحله که به طرح نظریه‌ی شگفت‌انگیز «زبان خورشید» منجر شد و آثار بعدی این تجربه بر جامعه و فرهنگ ترکیه که تا به امروز نیز ادامه دارد از جمله مضامینی است که در این کتاب به بحث و بررسی گذاشته شده است. 

طاهر خدیو مترجم و نویسنده متولد ۱۳۵۸ در مهاباد است که دکترای اندیشه‌های سیاسی را در دانشگاه تهران به اتمام رسانده است. 

«اصلاح زبان ترکی» اثر جفری لوئیس در 314 صفحه و با قیمت 80 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...