ترجمه فارسی "مرد بی‌وطن" آخرین مجموعه‌ مقاله‌ای که کورت ونه‌گات در زمان حیات خود به رشته تحریر در آورده است، منتشر شد. این نویسنده امریکایی که چندی پیش درگذشت در این کتاب مقاله‌هایی طنز آمیز را نسبت به جامعه و سیاست آمریکا منتشر ساخته است.

به گزارش ایبنا، آخرین مجموعه طنز کورت ونه‌گات، رمان نویس و طنز پرداز آمریکایی؛ با ترجمه فارسی "زیبا گنجی" منتشر شد.

وونه‌گات این کتاب را در سال‌های آخرین زندگی‌اش با نام «A Man Without a Country»، منتشر ساخته بود. وی در این مقاله‌های علاوه بر ذکر بیوگرافی طنز آمیزی از زندگی خود، به سیاست و اجتماع نیز پرداخته است.

همچنین نمودار‌ها و لطیفه‌های کوتاهی نیز از این نویسنده در آغاز و یا پایان هر یک از مقاله‌های این کتاب به چشم می‌خورد.

زیبا گنجی، مترجم "مرد بی وطن"، در توصیف این کتاب می‌گوید: ونه‌گات در مقالاتش نیز همانند رمان‌هایش، بی پرده و شفاف سخن می‌گوید. او به جای اینکه نظریاتش را قالب استعاره‌ها و نماد‌ها بریزد، رک و راست با خواننده‌اش صحبت می‌کند؛ تا جایی که می‌گوید: "هیچ دلم نمی‌خواست زنده باشم و روزی را ببینم که سه نفر از قدرتمند‌ترین آدم‌های دنیا اسمشان باشد: بوش، دیک و کالین"

به عقیده گنجی، اگر چه ونه‌گات در فصل آخر این کتاب اظهار می‌کند که دیگر حس بذله گویی‌اش را از دست داده، اما جوک‌ها و بازی‌های زبانی‌اش در این بخش و سایر بخش‌ها هنوز لطافت و تازگی‌شان را از دست نداده‌اند.

پیشتر از این نویسنده امریکایی، رمان‌هایی چون "سلاخ خانه شماره 5"، "شب مادر"، "زمان لرزه"، "جزایر گالاپاگوس" و "گهواره گربه" در ایران منتشر شده‌اند.

"مرد بی وطن" اولین مجموعه مقاله‌ای است که از ونه‌گات در ایران منتشر می‌شود. این کتاب شمارگان 220 نسخه و با قیمت 3300 تومان، توسط انتشارات مروارید به بازار کتاب ایران عرضه شده‌است. 

این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
حاصل شرط بندی دو اعجوبه سینما و ادبیات در یکی از سفرهای تفریحی‌شان به قصد ماهیگیری بود... برداشتی کاملا آزاد بود که تفاوت‌های آشکاری با متن اصلی داشت... انقلابی‌های کوبایی و چینی به زوج آزادیخواه فرانسوی تبدیل می‌شوند... از انسانی بی‌طرف و بی‌اعتنا نسبت به جنگ به یک آزادیخواه مبارز علیه حزب نازی و از یک مرد تنهای سرد به عاشقی جدی تغییر می‌کند ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...